تحوّل انقلابى كه در درون فضيل بن عياض ، حرّ بن يزيد رياحى ، حكيم سنايى غزنوى و مولوى و صدها امثال اينان در تاريخ ثبت شده است ، معناى بزرگى را در بر دارد . اين پديدهء شگفتانگيز ، استعداد فوق العاده مهمّى را در نهاد انسانى اثبات مىكند و به تنهايى مىتواند براى علماى تعليم و تربيت نقص و نارسايى روشهاى تربيتى را خاطرنشان بسازد . آيا تفكَّر و تجارب نبايد در كشف اين استعداد بزرگ و به كار - انداختن آن در بارور ساختن روش تدريجى بودن تربيت ، به فعّاليّت جدّى بيفتند آيا ريشهء اكتشافات و اختراعات و ديگر خلَّاقيّتها از اين چشمهء جوشان ( كه صخرههاى تقليد و تكنيك معمولى تعليم و تربيت و فرهنگهاى راكد به رويش افتادهاند ) سيراب نمىشود اين انفجارها و انقلابات كه مىتوانند مورد بهره بردارى قرار بگيريد ، از قرون و اعصار گذشته مورد توجّه عظماى معرفت بشرى بودهاند ، از آن جمله مولوى را مىبينيم كه متوجّه اين پديده بزرگ گشته و چنين مىگويد :
اين صدا در كوه دلها بانگ چيست
گه پر است از بانگ اين كه گه تهيست
هر كجا هست آن حكيم اوستاد
بانگ او از كوه دل خالى مباد
هست كه كاوا مثنا مىكند
هست كه كاواز صد تا مىكند
مىزهاند كوه از آن آواز و قال
صد هزاران چشمهء آب زلال
چون ز كه آن لطف بيرون مىشود
آبهاى چشمهها خون مىشود
زان شهنشاه همايون نعل بود
كه سراسر طور سينا لعل بود
جان پذيرفت و خرد اجزاى كوه
ما كم از سنگيم آخر اى گروه
كو حميّت تا ز تيشه و ز كلند
اين چنين كه را به كلَّى بر كنند
بو كه بر اجزاى او تابد مهى
بو كه در وى تاب مه يابد رهى
گفتيم : نكتهء اوّل كه در تعريف راغب در بارهء تربيت وجود دارد عبارتست از به كار بردن كلمهء « انشاء » كه به معناى ايجاد و تحقّق بخشيدن است و همواره يا حدّ اقلّ در اغلب موارد در ايجاد مسبوق به نيستى به كار مىرود ، مانند كلام امير المؤمنين عليه السّلام كه مىفرمايد : أنشأ الخلق إنشاء .
( دستگاه خلقت را بوجود آورد . )