ملاحظه مىشود كه 117 آيه در قرآن مجيد در تحريك به تفكَّر و تعقّل و تدبّر و تحصيل عقل ناب و شعور و فهم عالى وارد شده است و اگر بخواهيم از ديگر كلمات كه با دلالت غير مستقيم به ضرورت تقويت پديدههاى مزبور تأكيد مىنمايند ، استفاده كنيم مانند تذكَّر ، شمارهء آيات مربوطه از 300 تجاوز مىكند .
مادّهء اول - عبارتست از موضوعات و قضايايى كه بايد ذهن نونهالان و ميانسالان و حتّى كهنسالان با اختلاف در كمّيّت و كيفيّت آنها بر حسب مقاطع عمر ، در بارهء آنها تعقّل نمايد .
مادّهء سوم - تصفيه و تثبيت آن قوانينى كه فعّاليّت عقلانى بايد بر طبق آنها به جريان بيفتد . اهمّيّت هر دو مادّه بقدرى است كه شايد نيازى به توضيح نداشته باشد ، با اين حال براى توجّه جدّى به محتواى دو مادّه ، توضيح مختصرى را لازم مىدانيم .
اگر بخواهيم با يك تشبيه ساده ماهيّت مادّهء دوم را در نظر بگيريم ، آن تشبيه عبارتست از اين كه نيروى فعّاليّت فكرى و عقلانى [ و شعور و تدبير و به كار انداختن لبّ ( عقل ناب ) ] و وصول به مقام فهم عالى مانند آسيابى است كه به جهت خاصّيّت اصلى مغز در فعّاليّت دائمى است ، لذا ارزش فعّاليّت نيروى مزبور مربوط به موضوعات و قضايايى است كه به آن نيرو تحويل داده مىشود . چنان كه آسياب هر مادّه اى را كه در آن ريخته شود ، آرد مىكند و آن را تحويل مىدهد ، همچنين نيروى تفكَّر و تعقّل ، ارزش خود را در موضوعات و قضايايى نشان مىدهد كه به آن نيرو تحويل داده شده است . در آن هنگام كه مواد ضرورى و مفيد به نيروى تفكَّر و تعقّل داده نشد ، خيالپرورى و غوطه خوردن ذهن انسانى در تخيّلات و توهّمات خواه در دوران ما قبل جوانى و خواه در دورانهاى جوانى و ميانسالى و كهنسالى يك امر كاملا طبيعى است . به همين جهت است كه مىگوييم : درد و رنجهاى متنوّع انسانها مربوط به كمبود استعداد تفكَّر و تعقّل نيست ، بلكه مستند به عرضه نكردن موادّ ضرورى و مفيد به آن استعداد است . براى تقويت عقل و تفكَّر و بهره بردارى صحيح از اين استعداد بزرگ ، اصلاح وسائل و ابزار اطَّلاعات و آگاهىها كه امروز با انواع گوناگون ، چشم و گوش و مغز انسانها را تسخير كردهاند ، ضرورت حياتى دارد . اين يك قانون كاملا بديهى است كه ذهن بشرى حتّى يك دقيقه از فعّاليّت و تموّج باز نمىايستد و اين جريان دائمى ، انگيزهها و موادّ خود را معمولا
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 160
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٦٠