موجوديّت هر موجودى هم عالم است . و اگر منظور از « إلى حدّ التّمام » در پرورش و گرديدن روحى بشر رو به كمال است ، مسلَّم است كه اين كمال به حدّ تمام نمىرسد و آنچه كه نصيب انسانى مىگردد ، كمالات نسبى در اين دنيا است .
موادّ مهمى كه به عنوان اهداف براى تربيت منظور شدهاند .
متفكَّران علوم تربيتى مباحث متنوّع و مشروحى را بعنوان موادّ تربيتى ذكر كردهاند . مؤلَّف كتاب « تاريخ فلسفهء تربيتى » در ج 1 از ص 21 تا 26 موادّ اصلى اين اهداف را به قرار زير در پانزده قسمت خلاصه كرده است : 1 - تعقّل 2 - قدرشناسى از فرهنگ 3 - پرورش خلَّاقيّت 4 - اهمّيّت درك و به كار بردن دانش 5 - تماسّ با انديشههاى مهمّ 6 - ارزشهاى معنوى و اخلاقى 7 - مهارتهاى اصولى 8 - كار آمدى شغلى 9 - سازگارى بهتر با زندگى خانوادگى 10 - شارمندى مؤثّر 11 - سلامت بدنى و روانى 12 - تغيير شخصيّت براى سودمند بودن و علاقه به آگاهى و دانش و درك حقيقت 13 - بوجود آوردن علاقههاى پايدار 14 - صلح جويى 15 - تجديد مداوم و فهماندن اين كه بشر مقياس جهان است .
به طور مقدّمه دو نكتهء مهمّ را در بارهء موادّ پانزده گانهء فوق متذكَّر مىشويم :
نكتهء يكم - اغلب موادّ فوق كلَّيّاتى هستند كه شايد مطلوبيّت آنها مورد ترديدى براى هيچ كس نباشد . آنچه كه مىبايست مورد دقّت و توضيح قرار بگيرد ، بيان ملاكها و اصول و انگيزههاى آن موادّ مىباشد . به عنوان مثال : تعقّل و تقويت آن يكى از با اهمّيّتترين موادّ فوق است ، ولى اين مسائل روشن نشده است كه ملاك اين كه يك جريان ذهنى ، تعقّل است چيست انگيزهء تعقّل را چگونه بايد در نونهالان و ميانسالان و بالاتر از ميانسالان بوجود آورد و بالاخره كدامين قوانين هستند كه بايد تعقّل را هدايت و توجيه نمايند قدرشناسى از فرهنگ بسيار جالب است ، همان اندازه كه سكونت در يك مسكن زيبا و داراى شرايط بهزيستى مادّى و معنوى بسيار جالب است . ولى اين مفهوم كلَّى به ما نمىگويد كه ملاك يك فرهنگ عالى كه بتواند با ديگر اهداف تربيت هماهنگ بوده و مكمّل همديگر باشند ، چيست ؟
نكتهء دوم - در موادّ پانزده گانهء فوق اگر چه يك مادّه ( 12 ) در بارهء شخصيّت و