و تموّجات ما فوق مادّى روح مىرسيم مانند اشتياق بكمال و علم حضورى و تخلَّق به اخلاق عالى انسانى و بينهايت گرائى و جذب به زيباييهاى معقول و غير ذلك . نسبت اين مرحله به روح ، نسبت زجاجه ( شيشهء صيقلى و درخشان ) به مصباح ( چراغ ) است كه عبارتست از نور الهى . مقصود از نور الهى تمام موجوديّت خداوندى نيست ، بلكه چنان كه گفتيم عبارت از صفت هدايت و روشنگرى خداونديست . روايتى كه طلحة بن زيد از امام جعفر بن محمّد الصّادق و او از پدر بزرگوارش نقل فرموده است ، اشاره به همين تطبيق دارد ( رجوع شود به تفسير الميزان ج 15 ص 151 نقل از تفسير قمّى ) تطبيق اين وسائط بر همهء عالم هستى نيز به اين ترتيب است كه مشاهدهء موجودات عالم هستى با خاصّيّت وابستگى به موجود عالى قائم بالذّات مانند مشاهدهء نور بواسطهء مشكاة است كه همهء انسانها در حال اعتدال مغزى و روانى مىتوانند با نور مصباح بوسيلهء آن ، ارتباط بر قرار كنند . و آيات و قوانينى كه خداوند سبحان در آن موجودات بوجود آورده است ، مانند شيشهء صيقلى و درخشان ، نور خداوندى را نشان مىدهد همچنان كه سيّد الموحّدين امير المؤمنين عليه السّلام فرموده است : ما رأيت شيئا إلَّا و رأيت اللَّه معه .
هيچ چيزى را نديدم مگر اين كه خداوند را با او ديدم )
سه -
از مجموع جملات آيهء مباركهء نور و آيات ديگر كه مىفرمايد : * ( الله وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ ) * ( 1 ) ( خداوند سرور كسانى است كه ايمان آوردهاند ، خداوند آنان را از ظلمات خارج نموده و وارد عالم نور مىنمايد )
هامش
( 1 ) . البقرة آيهء 257 .