با اين معنى كه براى جملهء أوّل آيه عرض كرديم ، مىتوان گفت : خداوند متعال چنان كه عالم است ، قادر است ، واجب الوجود است ، همچنان نور است ، نه به معناى نور فيزيكى ، بلكه بمعنائى بسيار والاتر از آن كه نمونهء بسيار ناچيزى از آن را فقط در درون نورانيّت روح مىتوان شهود كرد . نيز مىتوان گفت : خداوند منوّر ( نور بخش ) آسمانها و زمين است ، هدايت كننده آسمانها و زمين است ، چنان كه در بعضى از روايات آمده است كه نور در آيهء مباركه به معناى هادى ( هدايت كننده ) مىباشد و اين معنى تأويل آيه نيست ، بلكه با اندك توجّهى مىتوان فهميد كه راهنمائى از اساسىترين مختّصات نور است ، بلكه چنان كه حكما گفتهاند : نور ، روشن براى خود و روشنگر جز خود مىباشد . و براى اينست كه خداوند متعال هدايت كنندهء آسمانها و زمين است - * ( قالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَه ثُمَّ هَدى ) * ( 1 ) حضرت موسى ( ع ) در پاسخ فرعون كه از آن حضرت و هارون پرسيد - * ( فَمَنْ رَبُّكُما يا مُوسى ) * ( 2 )
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 223
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٢٣
اين حقيقت است كه نظر در وجود با بينائى درون پاك و با توجّه به فروغ ملكوتى هستى ، و با دريافت مفهوم كمال مطلق در درون كه بديهىترين دريافت براى انسانهاى دارى مغز معتدل است ، نور خداوندى را در عالم هستى قابل مشاهده و شهود مىنمايد . اگر كسى از اين فروغ نور الهى بهره اى نداشته باشد ، هيچ چيزى را در اين دنيا در روشنائى نخواهد ديد و همه چيز براى او تاريك و تاريك زا خواهد بود -
نظرى نهان بيفكن مگرش عيان ببينى
گرش از جهان نبينى بجهان چه ديده باشى
هامش
( 1 ) . طه آيهء 50 .
( 2 ) . طه آيهء 49 .