( كيست خداى شما اى موسى ) مسلَّم است كه هدايت كننده راه را براى موجود هدايت شونده روشن مىسازد ، تا هدايت شونده با آن روشنائى از مبدء حركت شروع ، و به مقصد منظور برسد . و آن قاعدهء كلَّى كه مىگويد : فاقد الشّىء لا يعطيه ( چيزى كه واقعيّتى را ندارد نمىتواند آن را عطا كند )
ذات نا يافته از هستى بخش
كى تواند كه شود هستى بخش
با كمال بداهت اثبات مىكند كه خداوند سبحان كه نور هدايت را براى حركت كائنات در مسير خود عطا مىفرمايد ، خود داراى آن نور است . ممكن است به نظر بعضى از متفكَّران چنين برسد كه ما در آسمانها و زمين ( همهء موجودات ) نورى به اضافهء روشنائىهاى فيزيكى نمىبينيم و اين روشنائىها معلول علل طبيعى خود بوده و چشمان ما هم به جهت داشتن ساختمان مخصوص به خود ، از آن روشنائىها استفاده مىكند . پاسخ اين سؤال روشن است ، زيرا اوّلا ما در جهان هستى هرگز عين قانون را نمىبينيم ، و آنچه را كه مىبينيم رويدادهاى مشابهى است كه موجب انتزاع قوانين در ذهن ما گشته و آنها را بعنوان مبانى مسائل در همهء علوم مورد بهره بردارى قرار مىدهيم ، با اين حال آيا مىتوان گفت : چون ما قوانين را بطور محسوس نمىبينيم ، پس وجود ندارند .
بينائى ما در بارهء قوانين عبارتست از بينائى عقلى نه حسّى .
ثانيا - آيا شهود زيباييهاى محسوس در جهان هستى ، مانع از دريافت زيباييهاى معقول بوده است كه تا نور فيزيكى مانع شهود فروغ نور الهى بوده باشد زيبائى يك دسته گل هرگز نفى كنندهء زيبائى شب مهتاب نيست و آن دو زيبائى طرد كنندهء زيبائى آبشار نخواهند بود ، به همين ترتيب اين زيباييها با زيبائى يك عمل رياضى كه قطعا محسوس نيست ناسازگار نمىباشند ، و همهء