طباطبائى قدّس سرّه متوجّه شده است ، اشاره به ثبات و پايدارى بى اضطراب نور الهى در آسمانها و زمين است ، يعنى چنان كه مشكاة و زجاجه و حتّى خود مصباح مانع از ورود عوامل مزاحم به كانون نور است كه موجب ثبات و پايدارى آن مىباشد همچنين نور الهى در عالم هستى هرگز و به هيچ وجه مقهور عوامل مضطرب كننده و تغيير دهنده نمىباشد .
شش -
ممكن است گفته شود : چرا اكثريّت چشمگير مردم از مشاهدهء نور الهى در عرصهء هستى محرومند ، در صورتى كه با نظر به بيانات فوق مىبايست همهء مردم اشراق نور ربوبى را بر پهنهء هستى شهود نمايند پاسخ اين سؤال را شيخ محمود شبسترى چنين مىدهد :
اگر خورشيد بر يك حال بودى
فروغ او بيك منوال بودى
ندانستى كسى كاين پرتو او است
نكردى هيچ فرق از مغز تا پوست
تو پندارى جهان خود هست دائم
بذات خويشتن پيوسته قائم
اين ابيات عاليترين پاسخ را از ديدگاه علم به سؤال فوق مىدهد و حاصل آن اينست كه اين كه ما انسانها روشنائى فضا و اجسام را به خورشيد مربوط مىنمائيم و مىدانيم كه اين روشنائى از آن خورشيد است ، ناشى از اينست كه موقعيّت خورشيد براى ما در حال دگرگونى است ، يعنى ما در روى زمين گاهى با خورشيد مواجه هستيم كه در اين موقع فضاى زمين با همهء اجسامش روشن است و هنگامى كه زمين ما روياروئى خود را با آفتاب از دست مىدهد و به اصطلاح آفتاب غروب مىكند فضا تاريك مىشود ، ما ساكنان زمين از اين دگرگونى روشنائى و تاريكى فضا كه به تغيير موقعيّت زمين با خورشيد وابسته است ، يقين پيدا مىكنيم كه روشنائى فضاى ما مربوط به خورشيد است . ولى بدانجهت كه نور خداوندى نور پايدار و لا يزالى است و همواره عالم وجود را روشن مىسازد و ما هستى را بدون نور او نمىتوانيم به بينيم ، لذا خود را از مشاهدهء آن نور محروم مىبينيم ، در صورتى كه اگر نظرى صحيح به وابستگى