مفسّر جمله يا من دلّ على ذاته بذاته با معناى اوّل كه گفتيم بوده باشد ، يعنى مقصود از ذات ، موجوديّت عامّ و پايدار خداوندى است كه قابل دريافت است . اين موجوديّت ممكن است يكى از بارزترين صفات خداوندى بوده باشد ، مانند ضرورت و وجوب وجود . كه بجرأت مىتوان گفت : بديهىترين صفت خداونديست . و ما در توضيح برهان وجوبى يا كمالى بيان كرديم كه هر كس كه بتواند اين صفت خداوندى را دريافت كند ، قطعا وجود خداوندى را نه تنها خواهد پذيرفت ، بلكه وجود او را دريافت خواهد كرد آن چنان كه خود را با علم حضورى دريافت مىنمايد . [ مراجعه شود به مجلَّد 14 از تفسير و نقد و تحليل مثنوى - مقدّمه ] بنا بر اين ، شناخت خداوندى بوسيلهء صفت و مفاهيم مأخوذه از اسماء خداوندى و مشيّت او چنان كه در پاسخ امام علىّ بن موسى - الرّضا عليه السّلام آمده است ، امرى است يقينى . در آخر پاسخ امام عليه السّلام جمله اى وجود دارد كه تا اندازه اى مبهم به نظر مىرسد ، و آن اينست : و كلّ ذلك محدث ، مخلوق ، مدبّر .
اين كه مشيّت خداوندى مانند ارادهء او حادث و مخلوق و تدبير شدهء خداوندى است ، جاى ترديد نيست ، ولى حدوث اسماء و صفات خداوندى بايد مورد دقّت بيشترى قرار بگيرد ، زيرا مقصود امام عليه السّلام صفات فعلى و آن صفاتى است كه براى بر قرار كردن ارتباط معرفتى انسانها با خدا انتزاع مىشود ، مانند رحمان و رحيم و خالق و رازق كه هر يك از آنها اتّصاف خداوندى را با مفهوم خود بيان مىنمايد ، و از طرف ديگر مساوى ذات خدا نيست ، بلكه از كارى كه خداوند انجام مىدهد انتزاع مىشود ( صفت فعل ) حادث و مخلوق مىباشد .
8 - عمران : يا سيّدى فأىّ شيء هو
( عمران پرسيد : اى سرور من ، پس او چيست )
الإمام : هو نور ، بمعنى إنّه هاد لخلقه من أهل السّماء و الأرض و ليس
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 220
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٢٠