تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧

به آن داشته و شرايطى بوجود بيايد كه آن مسأله را در حيطهء تفكَّرات او قرار بدهد ، قطعا درصدد شناخت آن بر مىآيد . به همين جهت بوده است كه اغلب فلاسفه و حكماى جوامع اين مسأله را مطرح نموده ، نظريّه اى را در بارهء آن ابراز كرده‌اند . ( 1 ) توضيح اين كه پيشرفت صنعت و دگرگونى در روابط اجتماعى و تفسير تازه اى كه در بارهء آزادى اپيكورى صورت گرفت ، مسائل جديدى را در مغرب زمين بوجود آورد كه بررسى و تحقيق در آن مسائل به فلسفه‌هاى آنان راه يافت و موجب بروز كلَّيّات و اصول فلسفى خاصّ در آن سرزمين ، گشت . اگر همين پديده‌ها در مشرق زمين هم بوجود مىآمد ، قطعا همان مسائل در فلسفه‌هاى مشرق زمين نيز بوجود مىآمد . اين پديده را از روزگاران كهن مشاهده مىكنيم كه در آغاز شكوفائى علوم و جهان بينىها در جوامع اسلامى ، مقدارى از فلسفه‌هاى يونان به اين سرزمينها منتقل مىشود و بعنوان مسائلى كه بايد بطور جدّى مورد بررسى قرار بگيرند تلقّى مىگرند ، بطورى جدّى و با اهمّيّت كه گوئى مسائل مزبور بطور مستقيم با خود متفكَّران جوامع اسلامى مطرح گشته است . سپس همين مسائل با تحقيقات عميقتر و وسيعتر به جوامع مغرب زمين منتقل مىشود ، و همان گونه كه در جوامع اسلامى بعنوان مسائل با اهمّيّت در جهانبينى تلقّى شده بود ، مغرب زمينىها را به خود جلب مىكند . در قرن سوم و چهارم و مقدارى از قرن پنجم ، فرهنگ علمى جوامع اسلامى به شكوفائى بىنظير مىرسد و تحقيقات تجربى قلمرو علم را به روى دانشمندان باز مىكند .

هامش
( 1 ) . البتّه مىدانيم كه زنون رواقى يك شوخى در صورت فلسفى در اينجا به راه انداخته و با مغالطه‌هاى دليلنما مىخواهد حركت را منكر شود و با تعبير « سكونهاى متوالى » كه عبارتى ديگر از حركت است ، مغالطه‌هاى ( يا پارادوكسهاى ) خود را تثبيت نمايد . براى بررسى نظريّهء زنون و انتقاداتى كه به آن وارد ساخته‌ايم به كتاب ارتباط انسان - جهان تأليف اين جانب مراجعه فرمائيد .