آن نيست كه تحصيل آمادگى براى رشد و كمال عرفانى ، نيازى به تلاش و تكاپو ندارد ، زيرا چنان كه واضح است ، تحصيل آمادگى مزبور بدون تحمّل گذشتها و تن دادن به ناگواريها و دست شستن از لذائذ طبيعى حيوانى امكانپذير نيست . بلكه مقصود امير المؤمنين ( ع ) اينست كه عظمت و ارزش كمال روحى بقدرى براى آنان آشكار و روشن شده است كه سختترين تلاشها و تكاپوها براى آنان آسان و قابل تحمّل گشته است -
رنج راحت شد چو شد مطلب بزرگ
گرد گلَّه توتياى چشم گرگ
ناگوارتر از همهء سختىها ناسازگارى مردم دنياپرست و خودكامگان بىخبر از حالت ملكوتى سالكان راه عرفان الهى ، با اين انسانهاى وارسته است كه نمىتوانند عظمت ملكوتى عرفان را بفهمند - * ( يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كانُوا بِه يَسْتَهْزِؤُنَ ) * ( 1 ) ( اى حسرت و تأسّف بر اين بندگان [ بىخبر از حقيقت ] ، كه هيچ پيامبرى براى آنان نمىآمد ، مگر اين كه به آن پيامبر استهزاء مىكردند . ) ملاك استهزاء بر رسول در هر انسان كمال يافته نيز وجود دارد . لذا اين كمال يافتگان را ديوانه مىخواندند و خيالپرور مىناميدند و در صدد شكنجه و آزار آنان بر مىآمدند . -
اى مسيح خوش نفس چونى ز رنج
كه نبود اندر جهان بى رنج گنج
چونى اى عيسى ز ديدار يهود
چونى اى يوسف ز اخوان حسود
تو شب و روز از پى اين قوم غمر
چون شب و روزى مدد بخشاى عمر
آه از اين صفرائيان بىهنر
چه هنر زايد ز صفرا درد سر
در همهء جوامع عدّهء افرادى كه توانائى فهميدن زبان رسولان الهى و كمال يافتگان « حيات معقول » را دارا بودهاند ، در اقلَّيّت اسفناكى بوده حتّى
هامش
( 1 ) . يس ، آيهء 30 .