و پا مىزند . برقرار ساختن ارتباط آزاد با اشياء و خواستهها بدون دريافت واقعى هدف از حياتى كه بدون ارتباطات بىشمار با خواستهها و اشياء نمىتواند ادامه پيدا كند ، امكانپذير نخواهد بود . با يك بيان جامعتر و منظَّمتر بايد گفت : 1 - انسان بدون توفيق يافتن به « حيات معقول » از زندگى هدفى جز لذّت و سپس پوچى كه با كمال قدرت جبرى سر راه او را خواهد گرفت نخواهد فهميد .
2 - براى توفيق يافتن به « حيات معقول » فعّاليّت فكرى و تعقّل و به كار انداختن همهء ابزار رشد كه خداوند در وجود آدمى تعبيه كرده است ، ضرورت دارد .
3 - بدانجهت كه خواستههاى آدمى در اين دنيا بسيار متعدّد و متنوّع است لذا وصول به هر يك از آنها ، احتياج به بسيج كردن همهء فعّاليّتهاى مزبور در شمارهء 2 دارد و يا در صورتى كه به بعضى از آن فعّاليّتها نيازمند بوده باشد ، حتما بايد از مخالفت فعّاليّتهاى ديگر جلوگيرى نمايد . بنا بر اين ، هر يكى از خواستهها حيات آدمى را بمقتضاى خود توجيه خواهد نمود در صورتى كه حيات انسانى به جهت مديريّت من كه قابل تجزئه نيست ، نمىتواند بهر هر يك از خواستهها توزيع شود و در نتيجه هر لحظه مطابق هر خواسته اى يك من مستقلّ و گسيخته از منهاى ديگر ، داشته باشد . بنا بر اين ، آنچه كه براى انسان قابل اهمّيّت است ، نجات دادن « حيات معقول » خود از عوامل تباه كنندهء آن است .
19 ، 22 - فخرج من صفة العمى و مشاركة أهل الهوى و صار من مفاتيح أبواب الهدى و مغاليق أبواب الرّدى ( نتيجه اين بود كه از صفت نابينائى و شركت در هواى اهل هوى بر كنار گشت .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 100
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٠٠