14 ، 16 - و ارتوى من عذب فرات سهّلت له موارده فشرب نهلا و سلك سبيلا جددا ( از نهرى گوارا و شيرين سيراب گشت كه جايگاهها و مقدّمات ورود به آن نهر براى او تسهيل شده بود . نخستين آب گوارا را آشاميد و راهى روشن و هموار در پيش گرفت )
عرفان الهى انسان را آمادهء پذيرش واقعيّات مىنمايد و در نتيجه انسان مسير الهى خود را پيش مىگيرد
عارفان از خود رسته و به كمال پيوسته شربتى گوارا از عرفان آشاميدند كه هم سيراب گشتند و هم بر تشنگى آنان بيفزود . سيراب گشتند از هر شربت گوارائى كه خود طبيعى آنان در جستجويش بود ، با شربتى كه آنان سر كشيدند ، حجابهاى بافتهء حس و عقل جزئى سودجو و خودبين را از جلو چشمانشان برداشت . عشقى توصيف ناشدنى همهء سطوح ارواح آنان را به اهتزاز و نعشه اى در آورد كه سكونى و جمودى در پى نخواهد داشت .
آن زمان چون عقلها در باختند
بر رواق عشق يوسف تاختند
عقلشان يكدم ستد ساقىّ عمر
سير گشتند از خرد باقىّ عمر
آن شربت گواراى عرفانى بر تشنگى آنان بيفزود ، تشنگى بر درجات كمال و تقرّبهاى بيشتر ببارگاه ربوبى
هر كه جز ماهى ز آبش سير شد
هر كه بىروزيست روزش دير شد
اين همان تشنگى طبيعى روح است كه ورود به موقعيّتى كه انسان سالك راه حقّ ، استحقاق بدست گرفتن پياله شراب طهور عرفان را در آن موقعيّت دارا باشد ، به جهت تحصيل آمادگىها دشوار نيست . اين نكته را بايد در نظر بگيريم كه مقصود از « سهولت جايگاهها و مقدّمات ورود بر رودخانهء گوارا »