و احتمال از دست دادن كمال ، موجوديّت انسان را غير قابل تفسير و توجيه مىنمايد ، لذا نگرانى فوق كه آن را نگرانى مقدّس ناميديم ، در درون انسان در بارهء از دست دادن كمال كه به هيچ وجه قابل جبران نيست بروز مىنمايد .
4 - پس از طىّ مراحل سه گانهء فوق ، پديدهء عمل براى ورود به مسير كمال ضرورت پيدا مىكند . زيرا بديهى است كه مجموع سه مرحله كه عبارت بود از ديدن و بينائى و آماده شدن براى تحرّك جدّى ، آن نيست كه آدمى بايد آنها را به ترتيبى كه ما ذكر كرديم سپرى نمايد ، بلكه مقصود بوجود آمدن آن سه فعليّت روحى است كه براى ورود به عرفان مثبت اسلامى ضرورت دارد ، اگر چه بر خلاف تربيتى باشد كه ما مطرح نموديم .
عمل يعنى چه بدانجهت كه هر سه مرحلهء مزبور مقدّمات كمال روحى انسان است ، مسلَّما هر عملى نمىتواند شايستهء گرديدن در مسير عرفان مثبت بوده باشد ، بلكه بايد عمل از حقيقتى برخوردار باشد كه بتواند من سالك را تلطيف و تهذيب نمايد ، و اين گونه گرديدن حتما بايد بوسيلهء خيرات و كمالات بوده باشد كه بوسيلهء پيامبران الهى و حكماى راستين و اخلاقيّون انسانشناس كه به كمك عقل و وجدان انسانها شتافتهاند ، ابلاغ شده است . براى وصول به مرحلهء عمل از هر سه بعد : علمى ، فلسفى و شهودى مىتوان استفاده كرد ، يعنى در روشن ساختن مسير حركت و افزايش بينائى هر سه بعد مزبور مىتوانند سهم بسزائى داشته باشند . شناسائى روان و فعّاليّتها و استعدادهاى آن با روش واقعگرائى نه شطرنجبازىهاى مغزى و نه خيالات بىاساس ، همان هستى شناسى علمى است . شناسائى هستى بزرگ هم از آن جهت كه تكاپوگر عرفانى جزئى از آن است مىتواند با سه بعد مزبور تكامل داشته باشد و هم از جهت فروغ و عظمتى كه به كلّ هستى مىتابد مىتواند بالخصوص مورد شهود بسيار عالى انسان قرار بگيرد . اكنون وارد مرحلهء عمل شدهايم ، در حقيقت مىتوانيم بگوئيم : شروع به برداشت محصول از سه مرحلهء فوق گشتهايم . و اين را هم فهميديم
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 83
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٨٣