تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
و آگاهى طبيعىترين حركت من است و نيازى به غوطه خوردن در شناختهاى علمى و معارف فلسفى ندارد . البتّه لازم نيست كه اين مرحله در آغاز رشد طبيعى و جسمانى بروز نمايد ، بلكه در هر موقعيّتى از ساليان عمر كه آمادگى توجّه بر خويشتن ظهور كند ، مرحلهء مزبور كه بيدارى و آگاهى است ، مىتواند بجريان بيفتد . لذا چه بسا اين مرحله در آغاز دوران جوانى بروز كند و ممكن است در دوران ميانسالى و حتّى در دوران پيرى و كهنسالى هم براى انسان روى بياورد . عوامل بروز اين مرحله به جهت تنوّع شرائط ذهنى و محيطى و رويدادهاى محاسبه نشده ، بسيار مختلف است . با اين حال يك عامل مشترك و بسيار مهمّ وجود دارد كه در همهء موارد بايد بروز كند و آن عامل عبارتست از احساس اين كه بايد حيات خود را از ميان عوامل مزاحم و نابود كننده بگذراند و او بايد بطور دائم موانع ابقاى حيات خود را از سر راه حيات بردارد . به همين جهت است كه از نظر سادگى « من زنده‌ام » ، مقدّم بر « من هستم » مىباشد . از اين نكته روشن مىشود كه هيچ منافاتى ما بين عدم بيدارى و آگاهى به هستى خود در عرصهء بزرگ هستى و تكاپوى ذهنى و عضلانى براى ادامه ابعاد گوناگونش وجود ندارد . انتقال از درك حيات به درك هستى خويش كه مفهومى وسيعتر است ، نياز بيك تجريد ساده دارد كه هر روز و شب آن را در كارهاى ذهنى خود انجام مىدهد . مانند « انسان بطور كلَّى حيوان است » ، « انسان بطور كلَّى قابل تعليم و تربيت است » ، « حيات بطور كلَّى احتياج به دفاع از آن دارد » . . . اگر چه حتّى مفاهيم موجود در قضاياى فوق را