تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
هنگامى كه به سير و سياحت در درون خود مىپردازد و عينكى صاف از آن درون بنام عينك عرفان بدست مىآورد و با آن عينك بجهان برونى مىنگرد ، نه تنها از جهان عينى و برونى قهر نكرده است ، بلكه جهان عينى را تفصيل مادّى و تجسّم يافته اى از جهان درونى و جهان درونى را يك اجمال معقول از جهان برونى مىبيند . حقيقت اينست كه اگر يك انسان از درك و آشنائى با جهان برونى كه موادّ موجوديّت طبيعى او را آماده كرده و تعبيه نموده است و تا آخرين نفسهاى زندگيش با روان و مغز او در حال تأثير و تأثّر است ، سرپيچى كند و ارزش حياتى اين درك و آشنائى را نداند و عالم حسّ و محسوس را ناديده انگارد ، در حقيقت چنين شخصى در صدد نواختن يك آهنگ موزون و خوشايند بدون داشتن ابزار و وسيلهء موسيقى برآمده است ورود به منطقهء درون براى دريافت عرفانى عالم وجود بدون پذيرش واقعيّت جهانى كه او را رهسپار درون كرده است ، همان ورود ممنوع است كه در شعر فخر الدّين عراقى با تخميس شيخ بهائى گوشزد شده است :
ز حدوث پا كشيدم به قدم رهم ندادند ز وجود هم گذشتم به عدم رهم ندادند به كنشت سجده بردم به صنم رهم ندادند به طواف خانه رفتم به حرم رهم ندادند
كه تو در برون چه كردى كه درون خانه آيى عرفان مثبت از ديدگاه اسلام همان اهمّيّت را بجهان برونى مىدهد كه بجهان درونى قائل است * ( سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الآفاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ ) * ( ما آيات خود را در جهان آفاقى و در جهان انفسى به آنان نشان خواهيم داد . )

مبناى منفى چهارم -

گفته شده است كه انگيزهء گرايشهاى عرفانى گريز از هشيارى و آزاديست . بدانجهت كه هشيارىهاى عميق و نافذ همواره موجب
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 280 | محمد تقي جعفري