ويليام بليك دشمنى شديدى با علم همراه با يك بينش عرفانى ژرف وجود دارد . امّا بزرگترين مردانى كه به فلسفه پرداختهاند ، هم نياز به علم را احساس كردهاند و هم نياز به عرفان را ، و بزرگى زندگى آنها حاصل كوشش در راه هماهنگ ساختن اين دو نياز بوده است . » ( 1 ) به نظر مىرسد نزاع دو بينش علمى محض و عرفانى در بارهء انسان و جهان كه بدون دليل در تاريخ معرفت بشرى بسيار طولانى شده است ، ناشى از احساس نوعى تضادّ ميان آن دو بينش بوده است . اين نزاع به همان اندازه بىاساس است كه نزاع ميان بينش كمّى و رياضى جهان و بينش زيبائى در آن . و همچنين مانند نزاع ميان بينش هنرى و بينش فيزيكى در يك نمود هنرى تجسّم يافته . همهء اين نزاعها از يك اشتباه ناشى مىشود و آن اينست كه معمولا هر انسانى بلكه شمارهء زيادى از متفكَّران نيز مىخواهند : واقعيّت يك چيز معيّنى باشد كه فقط بايد از يك دريچه در آن نگريست . اين خواسته هم بنوبت خود از عواملى ناشى است كه مىتوانند قابل بررسى بوده باشند مانند كم ظرفيّتى و اضطراب در برابر احتمال اين كه درك شدهء من همهء واقعيّت موضوع نيست كه من آن را درك مىنمايم . گويا آدمى ميل شديد دارد به اين كه حتّى در موضوعاتى هم كه براى درك و دريافت مطرح مىكند ، حسّ احاطه و سلطه جوئى خود را اشباع نمايد فيزيكدانانى كه در فيزيك جديد از متن نمودهاى فيزيكى ايده آليست از آب درميآيند ، همانند آن روانشناسان كه از متن فعّاليّتهاى روانى مانند يك ناظر فيزيكى بيرون مىآيند ، در نتيجهء همين يك بعد نگرى است ، زيرا دانشپژوه فيزيك جديد به اين اميد راهى قلمرو فيزيك مىگردد كه يك حقيقت مطلق را بنام جوهر و واقعيّت فى نفسه را بدون اين كه در ديدگاه اشباع شده با اصول و تعريفات كلاسيك فيزيك قرار بگيرد ، لمس خواهد كرد ، با اين اميد و آرمان مىرود ، ناگهان
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 278
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٧٨
هامش
( 1 ) . عرفان و منطق - برتراند راسل - ترجمه آقاى نجف دريا بندرى ص 49 .