تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
ديگرى نمىنمايد . 2 - حيات طيّبة ، حيات مستند به دليل * ( إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيا وَهُمْ ) * ( تا كسى كه مىخواهد زندگى كند زندگى او مستند به دليل روشن باشد ) و اين زندگى است كه مىتوان آن را نسبت به خدا داد كه : * ( قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيايَ وَمَماتِي لِلَّه رَبِّ ) * ( قطعا ، نماز من و عبادات من و حيات و موت من از آن اللَّه است كه پرورندهء عالميان است ) . ما اين زندگى را « حيات معقول » اصطلاح كرده‌ايم . از اينجا بايد علَّت پوچگرائى و بدبينى به جهان هستى را جستجو كرد . اين پوچگرايان و بدبينان در مرحله اى پائينتر از مبدء حركت عرفانى مثبت و مسير انسان كامل قرار گرفته‌اند . زيرا به آن آگاهى و بيدارى كه جدّى بودن جهان هستى و موجوديّت خود را اثبات كند نرسيده‌اند . اين مبدء حركت يك نقطهء ثابت در امتداد زندگى انسانى نيست ، كه انسان آن را در پشت سر گذاشته و حركت كند ، بلكه اين مبدأ كه آگاهى و بيدارى است ، بايستى در همهء لحظات عمر آدمى چراغ راه او بوده باشد . اين آگاهى و بيدارى با پيشرفت ساليان عمر هم بايد از نظر كمّيّت رو به افزايش باشد و هم از نظر كيفيّت متنوّع و همه جانبه . زيرا -
چون سر و ماهيّت جان مخبر است هر كه او آگاه تر با جانتر است
مسير اين حركت سازنده عبارتست از تكاپوى آگاهانه از « انسان آن چنان كه هست » و گرديدن خويشتن به « انسان آن چنان كه بايد » در جهانى كه رو به يك هدف اعلا در جريان است . مقصود از انسان در اين تعريف موجوديّت شخصى محض نيست ، بلكه شخص رهرو و تلاشگريست كه تا آنجا كه استعدادها و
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 283 | محمد تقي جعفري