تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩

خود را در « نمايشنامه اى مىبيند كه هم تماشاگر است و هم بازيگر » ( 1 ) . در اين حال تماشاگرى خود را فراموش مىكند و يقين پيدا مىكند كه او در اين نمايشنامه فقط بازيگر است از طرف ديگر روانشناس به آن اميد كه مىتواند با قوانين و تعريفات و عمل توزين و اصول جارى در كمّيّتها ، همه چيز را در قلمرو روان درك كند بسراغ صدها فعّاليّتها و موجوديهاى روانى مىرود ، ناگهان با روياروئى با واقعيّات روانى غير قابل توزين همهء اميدهايش بر باد مىرود و خود را ناچار مىبيند كه نگرشهاى فيزيولوژيك را در فعّاليّتها و حقايق روانى آن قدر توسعه و تعميم بدهد كه حسّ توزينگرايى او را اشباع نمايد :

مبناى منفى سوم -

بعضىها مىگويند : عرفان مطلوب كسانى است كه از جهان عينى قهر كرده و رويگردان شده و به تاريكخانهء درون روى آورده‌اند ، تا خود را در وضعى قرار دهند كه مسئله اى بنام مسئلهء جهان عينى براى آنان طرح نشود . در بارهء اين مبنا هم بايد بگوئيم : عدّه اى از ناتوانان در ميدان معرفت ، عرفان خود را بر اين مبنى استوار ساخته‌اند ، ولى وضع روانى تأسّف انگيز اين ناتوانان نمىتواند وضع روانى آن مغزهاى قدرتمند و ارواح توانا را كه جهان عينى را مانند يك وطن بسيار زيبا و كاملا آشنا و خوشايند تلقّى ميكنند مشخّص نمايد و توضيح بدهد . كسى كه مىگويد :
بجهان خرّم از آنم كه جهان خرّم ازوست عاشقم بر همه عالم كه همه عالم ازوست
سعدى و كسى كه مىگويد :
در عالم عالم آفريدن به زين نتوان رقم كشيدن
نظامى گنجوى
هامش
( 1 ) . اين جمله « ما در نمايشنامهء بزرگ وجود هم بازيگريم هم تماشاگر » را نيلز بوهر فيزيكدان دانماركى از لائوتسه فيلسوف چينى نقل كرده است .