تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
و جهان بينان شرقى و غربى اين حقيقت را مىپذيريم كه آن حالات روانى لذّت - بخش كه بر مبناى نادانىها استوار است ، نمايش بىپايه اى از عرفان است ، نه عرفان مثبت حقيقى كه مسير حركتش از روشنائى معرفتها است نه از ظلمات جهل و نابينائى . براى توضيح بيشتر نگاهى به طرز تفكَّرات و بينشهاى علمى محض ابن سينا مىاندازيم كه با « مقامات العارفين » ( نمط نهم اشارات ) هماهنگ و محصول يك مغز است . اين مغز بزرگ در عين طرح علمى و فلسفى قانون علَّيّت و در عين نگرشهاى علمى در علم النّفس و غير ذلك در كتاب اشارات مىگويد : العارفون المتنزّهون إذا وضع عنهم دنس [ درن ] مقارنة البدن و انفكَّوا عن الشّواغل خلصوا إلى عالم القدس و السّعادة و انتعشوا بالكمال الأعلى و حصلت لهم اللَّذّة العليا ( آن انسانهائى كه بمقام عرفان و وارستگى روحى رسيده‌اند ، هنگامى كه كثافتهاى ناشى از ارتباط روح با بدن از آنان كنار مىشود و از اشتغالات حيوانى رها ميشوند ، روح آنان بسوى عالم قدس و سعادت بجريان ناب مىافتد و روح آنان با وصول به كمال اعلا منتعش مىشود و لذّت معقول فوق طبيعى به آنان دست مىدهد ) . اگر با يك نظر محقّقانه نه با مطالعات سطحى براى اشباع ذوق ادبى ، در طرز تفكَّرات جلال الدّين محمّد مولوى وارد شويم و بطور دقيق منابع و تكيه گاههاى انديشه‌ها و تجسيمات اين مغز و روان شگفتانگيز را مورد بررسى قرار بدهيم ، خواهيم ديد : اين انسان چگونه همزمان با تفكَّرات علمى محض و جهان بينى كلَّى كه بر مبناى حواسّ و تعقّل استوار مىباشند ، در اقيانوسى موّاج از دريافتهاى عرفانى و وجد و هيجان ربّانى غوطه ور شده است . آنچه كه اين جانب در نتيجهء تفسير و نقد و تحليل مثنوى بدست آورده‌ام ، در حدود پانصد مسئلهء علمى محض و صدها اصول و مسائل جهانبينى و شناختهاى