تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
منتفى شدن احساس تضادّ ميان دو نوع درك و واقع يا بى بدين نحو است كه كشف چهره‌هاى گوناگون جهان چه آن چهره هائى كه بوسيلهء حواسّ طبيعى و يا ابزار ساخته شده با دست بشرى نمودار مىگردند ، و چه آن چهره هائى كه بوسيلهء عقل و ديگر استعدادهاى مغزى و روانى پديدار مىشوند ، با قرار گرفتن انسان در جريان شناخت با ابعاد هفتگانه كه در مقدّمهء اين مبحث مطرح نموديم انجام مىگيرد . يعنى چنان كه هر اندازه حواسّ ما و ابزار ساخته شده با دست ما براى درك نمودهاى جهان بيشتر و بهتر به كار بيفتند ، چهره هائى از نمودهاى جهان براى ما بيشتر و بهتر آشكار مىگردد ، همانطور هر اندازه كه تعقّل و ديگر استعدادهاى مغزى و روانى بيشتر و بهتر به فعّاليّت بپردازند چهره هائى از ماوراى نمودهاى جهان براى ما كشف و روشن مىگردد و همچنين با تغيير موقعيّتهائى كه آدمى در جريان حيات طبيعى خود صورت مىدهد ، با واقعيّتهائى ديگر روبرو مىشود . با اين كه مباحث مربوط به ابعاد هفتگانه كه مشروحا بررسى كرده‌ايم ما را از طرح اين مقدّمه بىنياز ميكرد ، ولى با نظر به اهمّيّت مسئله ، مناسب ديديم كه توضيح بيشترى در اين مقدّمه داشته باشيم : 1 - بوسيلهء چشم چهره اى از جهان بنام رنگها و اشكال براى ما نمودار مىگردد . 2 - بوسيلهء گوش چهره اى از جهان بنام صداها و الفاظ . 3 - بوسيلهء ذائقه چشيدنيها . 4 - بوسيلهء لامسه نرمى و سختى و گرما و سرما . 5 - بوسيلهء بينى بوئيدنيها . اين نمودها واقعيّتهائى هستند كه بوسيلهء حواسّ مزبور براى ما كشف و مطرح مىشوند ، نه اين كه ما آنها را ساخته باشيم يا بوسيلهء حواسّ ما بوجود آمده باشند ، چنان كه ايده آليستها ادّعا مىنمايند . و مىتوانيم با چهره هائى