و ديگر ابزار شناخت نمىباشد .
10 - هنگامى كه به يك منظرهء زيبائى تماشا مىكنيم بوسيلهء همان چشم تماشا مىكنيم كه يك رياضىدان براى درك ابعاد رياضى آن منظره مىنگرد ، ساختمان چشم اين دو نفر هيچ تفاوتى ندارد . در صورتى كه رياضىدان چهره اى از آن منظره را درك نموده و به فعّاليّت مغزى مىپردازد كه با آن چهرهء زيبائى كه زيباشناس از آن منظره دريافت مىنمايد ، كاملا متفاوتست . مسلَّم است كه هيچ يك از اين دو ناظر چهره اى را كه از جهان مىبيند ، با ذهن خود آن را نمىسازد ، بلكه واقعيّتى خاصّ را با استعدادى خاصّ مغزى و روانى درك نموده و در بارهء آن به فعّاليّت مىپردازد .
11 - در آن هنگام كه يك دانشمند به جهت تكاپوهاى علمى و بينشهائى كه از آن تكاپوها بدست مىآورد ، در جهان مىنگرد ، آن را تجسّمى از قانون و تبلورى از روابط مىبيند ، در صورتى كه اجزاء و نمودهاى جهان براى يك انسانى عامّى اشيائى گسيخته و بىسرو ته مىنمايد نه تجسّمى از قانون مىشناسد و نه تبلورى از روابط . آيا آن دانشمند ژرفنگر و آن تكاپوگر ميدان علم وقتى كه مىگويد نظم و رابطه در جهان هستى واقعيّت دارد و من آن را مىبينم ، دروغ مىگويد آيا او از ساختههاى بىاساس ذهنش سخن مىگويد يا از واقعيّتى خبر مىدهد كه با استعدادهاى خاصّ مغزى و روانى خود آنها را درك كرده است ، ولى آن شخص عامّى از به فعليّت رساندن آنها محروم بوده است 12 - ما انواعى از فعّاليّتهاى رياضى در بارهء اعداد و علامتها انجام مىدهيم و از آنها نتايجى مىگيريم كه اگر اصول قوانين مربوطه را دقيقا مراعات نكنيم به آن نتايج صحيح نمىرسيم . آيا اين فعّاليّتها ساختههاى بىاساس ذهن ما هستند كه هيچ گونه واقعيّتى را به ما ارائه نمىدهند آيا مثلا 25 5 5 درست مانند تصوّر آبى است كه سر به بالا مىرود و يا مانند تصوّر انسانى است كه
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 197
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٩٧