پيروان در پشت سرش « و » حيران ماندن و به شگفتى در آمدن مردم در بارهء عظمت او « دريافته است اصطلاحاتى چند از آن كتاب و الفاظى خوشايند از اين رساله ، اداى قيافه و حركات چشم و ديگر نمودهاى عارف مآبانه از اساتيدى چند ، بدست آورده ، نه تنها علوم اوّلين و آخرين و معرفت هستى را در انحصار خود مىبيند بلكه اگر از طعنهء آگاهان و هشياران نترسد ، نخست خود را شاگرد خدا در ايجاد هستى معرّفى مىكند و تدريجا اگر روزگار امان بدهد و مراقبان معرفت بگذارند دعواى » من خدا من خدا من خدايم « را هم راه خواهد انداخت اين شكارچىها گاهى مهارت زيادى بدست مىآورند ، بطورى كه براى تحميل خواستههاى خود چنان چهرهء جالبى از علم و معرفت نشان مىدهند كه ساده لوحان بمجرّد مشاهدهء آن چهره دامن از دست مىدهند و تخدير ميشوند و خود را بكلَّى مىبازند ، در اين هنگام كه دكَّان آن دكَّاندار نابكار رونق مطلوب را بدست آورده است ، تدريجا و با گذشت زمان كه ساده لوحان فراوانى را در دام خود مىبيند ، خودش هم بيقين باور مىكند كه آرى ، اگر من در اين دنيا خلق نشده بودم حكمت اعلاى هستى محقّق نمىگشت خداوند متعال همهء بيماران را لباس عافيت بپوشاند ، آمين يا ربّ العالمين .
58 ، 61 - قد حمل الكتاب على آرائه ، و عطف الحقّ على أهوائه ، يؤمن النّاس من العظائم و يهوّن كبير الجرائم ( كتاب الهى را بر نظريّات [ باطل خود ] حمل و تأويل نموده ، و حقّ را بر هواهاى خويش بر مىگرداند و مردم را از حوادث و يا خطاهاى بزرگ آسوده خاطر مىنمايد و گناهان بزرگ را براى آنان ناچيز جلوه مىدهد )
ملاك واقعيّت محتويات قرآن و حقّ ، رأى و هواى آن نابكار است
اگر آن منحرف از مسير حقّ به محدوديّت علم و انديشهء خود اعتراف