تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
روح عارف است . لذا كمترين احتمال كافى است كه عارف را براى تحصيل كمال تحريك نمايد . 48 ، 51 - قد أمكن الكتاب من زمامه ، فهو قائده و إمامه ، يحلّ حيث حلّ ثقله ، و ينزل حيث كان منزله ( كتاب الهى را بر مهار خود مسلَّط ساخته است ، به همين جهت است كه قرآن رهبر و پيشواى او است ، در هر جا كه بار دستورات آن كتاب الهى حلول كند ، در همان جا فرود مىآيد و هر جائى آن نامهء ربوبى نزول كند ، منزل گزيند ) در بارهء مباحث مربوط به قرآن به فهرست مجلَّدات پيشين مراجعه شود . صفات كسانى كه از مسير عرفان الهى منحرفند 52 ، 57 - و آخر قد تسمّى عالما و ليس به ، فاقتبس جهائل من جهّال و أضاليل من ضلَّال ، و نصب للنّاس أشراكا من حبائل غرور و قول زور ( انسان ديگرى نيز وجود دارد كه نام عالم به خود گرفته و او عالم نيست ، اين نابخرد نادانىهائى را از نادانان و گمراهىهائى را از گمراهان كسب كرده ، دامهائى از طنابهاى فريبا و گفتار بىاساس پيش پاى مردم گسترده است )

با قيافهء علم و معرفت دامى گسترده براى شكار ساده لوحان

كوششها كرده و تقلَّاها به راه انداخته و شب و روزها را براى اثبات اين كه او ميداند و عالم است و بايد از او فرا گرفت ، سپرى كرده است . زيرا آن نابخرد هدف حيات خود را در « به به » و « احسنت » و « شنيدن صداى پاى