چيست دين بر خاستن از روى خاك
تا كه آگه گردد از خود جان پاك
محمّد اقبال لاهورى
اين يك كار صحيح در عالم عرفان نظرى و عملى نيست كه به تشنگان مسير كمال و عرفان گفته شود : با پاها و عصاى شريعت حركت كن و ساليان متمادى مسافتها را سپرى كن تا روزى به حقيقت برسى صحيحترين كار در عالم عرفان ( نظرى و علمى ) آن است كه آدمى بفهمد كه از آغاز آگاهى فوق ( يقظه ) وارد اقيانوس حقيقت شده است ، اگر چه آن اقيانوس نهايتى ندارد و بىنهايت است . در آن هنگام كه يك انسان رهرو منزلگه كمال مىگويد : اللَّه اكبر در حقيقت اين دو كلمه كه در ظاهر از مقولهء الفاظند و داراى دو مفهوم مشخّص مىباشند ، موجى از حقيقت است كه در درون گويندهء آن سر كشيده است و فرو نمىنشيند مگر در روحى كه راهى ابديّت و لقاء اللَّه است . همچنين ديگر اعمال و عقائد دينى .
آرى ، عارفان معادن دين خداوندى هستند .
43 ، 44 - قد ألزم نفسه العدل ، فكان أوّل عدله نفى الهوى عن نفسه ( خود را بر عدل و دادگرى ملزم نموده و نخستين عدل وى در بارهء خويشتن است كه هوى و اميال را از نفس خود دور ساخته است ) .
بدون عدالت در بارهء خويشتن كدامين عرفان را مىتوان توقّع داشت
معناى اين جمله چنين است كه بدون شناخت قانون موجوديّت خويشتن و به كار بردن آن ، چگونه مىتوان دم از عرفان زد . عدالت كه اساسىترين عنصر كمال آدمى است چيزى نيست كه از خارج از وجود او بر او وارد شود ، بلكه همانطور كه اشاره كرديم عبارتست از شناخت قانون موجوديّت خويشتن و به كار بردن آن . بنا بر اين ، كسى كه هنوز به شناخت و عمل مزبور توفيق