[ اين انسان مورد عنايت خداوندى ] كليدهايى براى گشودن درهاى هدايت ، و قفلهايى براى درهاى هلاكت در گمراهىها گشت ) .
رها از نابينائى و از شركت با اهل هوى . كليد درهاى هدايت و قفل درهاى ضلالت
اين يك نتيجهء قطعى است براى كسى كه همهء قواى دماغى و روانى خود را براى تحصيل آنچه كه در اين زندگانى براى او اهمّيّت دارد ، بسيج و متمركز مىنمايد ، زيرا متمركز ساختن قواى دماغى و روانى نمىگذارد حواسّ و انديشه و تعقّل و ادراكات و احساسات آدمى دستخوش جبر عوامل متفرّقه و گسيختهء جهان خارجى گشته و روشنائىهاى بسيار محدود و زودگذر كه مخلوط با تاريكىها است ، وى را در ابهامات فرو برد . چنين انسانى نمىتواند با اهل هواهاى نفسانى شركت در زندگى و آرمانهاى آن داشته باشد ، زيرا آشكارترين مختصّ اهل هوى عدم استقرار در انديشه و هدفگيرىهاى اصيل و ضرورى مىباشد و چون اهل هوى در زندگى خود نه اصلى مىشناسند و نه قانونى ، لذا هرگز نمىتوانند حيات را بطور جدّى مورد توجّه قرار بدهند و با بينائى كامل آن را درك كنند . در صورتى كه بينايان به جهت جدّى تلقّى كردن حيات و مسير آن رو به ابديّت ، از نورانيّت درونى برخوردار بوده ، و مىتوانند مانند كليدهائى كه با دست خداوند لم يزل و لا يزال براى باز كردن درهاى هدايت بر روى خويشتن و ديگران ساخته شدهاند ، حركت كنند . و با هر نوع ضلالت و گمراهى در مبارزه و پيكار بوده و پيروز شوند .
23 ، 28 - قد أبصر طريقه ، و سلك سبيله ، و عرف مناره و قطع غماره و استمسك من العرى بأوثقها و من الحبال بأمتنها ( بينائى براهش پيدا كرد و در مسير خود به حركت پرداخت و نشان رستگارى