شكّ همواره به انگيزگى عوامل بىپايه ايست ، به بىپايگى گرمى حاصل از يك دانه كشمش و سردى حاصل از يك دانه غوره . و چنان كه در تفسير خطبهء همام خواهيم ديد [ انشاء اللَّه ] روح آدمى در هيچ حالتى مانند يقين نمىتواند واقعيّت را دريابد و ارزش حقيقى آن را بچشد . نورانيّت يقين است كه مىتواند همهء ظلمات اوهام و اباطيل متلاشى كنندهء مغز و واقعيّات را بزدايد . اعمال صالحه صورتى دارند و معنائى ، بدون يقين هيچ عمل صالحى داراى معنى و محتوى نخواهد بود .
6 - عبرت نامهء تلقّى كردن دنيا و رويدادها و روابط ميان آنها با يكديگر و با انسانى كه در اين دنيا زندگى مىكند . جائى كه معلول با كمال صراحت بشما مىگويد : من ناگهان از آسمان نيفتادهام و از زمين هم ناگهانى نروئيدهام ، بلكه من علَّتى دارم كه مرا بوجود آورده است ، شما نمىتوانيد بگوئيد : مردم فراوانى بدون اين كه علَّت اين معلول را درك كنند ، با اين معلول سر و كار داشتهاند ، پس چه ضرورتى ايجاب مىكند كه من علَّت آن را بفهمم اگر شما فهميديد كه عمل ظلم عكس العمل خود را بدنبال خواهد آورد ، با بىاعتنائى افرادى ديگر از انسانها به اين عمل و عكس العمل ، نمىتوانيد خود را تسليت بدهيد ، زيرا بىاعتنائى مردم انساننما به كتاب عبرت نامهء دنيا نمىتواند دليلى بر چشم پوشى شما از اين كتاب خوانا بوده باشد . يك مثال بسيار ساده را كه در بعضى از درسها گفتهام ، دقّت فرمائيد . نخست اين بيت مولوى را با تأمّل دقّت فرمائيد :
گر چه مقصود از كتاب آن فنّ بود
گر تواش بالش كنى هم مىشود
تصوّر كنيد كه يك مجلَّد كتابى داريد كه ضرورىترين و مفيدترين مطالب مربوط به دو قلمرو انسان و جهان در آن نوشته شده است . [ البتّه فرض غير ممكن در اين گونه مسائل براى توضيح ، شائع است ] اين كتاب را با خودتان برميداريد و براى ديدار يك روستائى كه با آن آشنائى مقتضى ديدار داريد ، رهسپار