تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩

مقدّمه اى بر توضيح مختصّات آرزوهاى دور از موقعيّت منطقى در جملات امير المؤمنين عليه السّلام

در جملاتى كه در بالا از امير المؤمنين عليه السّلام آورديم ، مختصّات گوناگون آرزوهاى دور و دراز و خلاف موقعيّت منطقى آدمى گوشزد شده است . نخست اين تقسيم را در بارهء مفهوم آرزو و متعلَّق آن متذكَّر مىشويم كه براى فهم جملات امير المؤمنين عليه السّلام ضرورت دارد . در مقدّمهء اين مبحث گفتيم : آرزوئى كه در جملات مورد تفسير آمده است ، عبارتست از نوعى خواستن كه خواسته شده امرى غير ضرورى بوده و دور از توانائى فعلى باشد و احتمال همين ناتوانى براى آينده هم ادامه پيدا كند . از اين توصيف روشن مىشود كه هر آرزوئى باطل نيست . بلكه با نظر به مفهوم خود آرزو و متعلَّقات آن ، انواعى از آرزوها وجود دارد . 1 - در آن صورت كه آرزو به معناى خواستن امرى معقول بوده و موجب اختلال در جريان منطق « حيات معقول » نباشد ، مسلَّما اين خواستن باطل نبوده و درجهء مطلوبيّت آن ، مربوط به درجهء اهمّيّت آن امر معقول است كه مورد آرزو قرار گرفته است ، زيرا مطلق پديدهء خواستن اگر چه موضوع خواسته شده در آينده بوده باشد ، امرى قبيح و باطل نيست مگر چنان كه در نوع چهارم خواهيم گفت : خواستن امرى در آينده موجب گسيختن خويشتن از واقعيّات و منطق صحيح جريان حيات بوده باشد . 2 - خواستن امرى ضرورى در آينده اى مناسب با موقعيّت انسان و امكانات مربوط به آن امر ضرورى ، نه تنها قبيح و باطل نيست ، بلكه با نظر به ضرورت آن امر ، مطلوب و شايسته هم مىباشد ، مانند كشاورزى كه سعى و كوشش خود را در بوجود آوردن مقدّمات محصول مانند آماده كردن زمين و پاشيدن بذر و آبيارى كشتگاه و دفع آفات كشت و غير ذلك ، انجام داده و رسيدن محصول و بهره بردارى از آن را در « حيات معقول » خود مىخواهد .