ناتوانى از حدس كامل كه لحظات بعدى دقيقا چه خواهد شد ، روشنتر از آن است كه احتياجى به بحث و گفتگو داشته باشد .
اگر محوّل جان جهانيان نه قضا است
چرا مجارى احوال بر خلاف رضا است
بلى قضا است بهر نيك و بد عنان كش خلق
بدان دليل كه تدبيرهاى جمله خطا است
هزار نقش بر آرد زمانه و نبود
يكى چنان كه در آئينه تصوّر ما است
انورى البتّه مقصود از قضا در ابيات فوق ، نظاره و سلطه و تصرّف دائمى خداوندى در هستى است ، نه معناى عاميانه آن مساوى جبر مطلق است .
در پايان اين مقدّمه ، نكته اى را كه بايد متذكَّر شويم ، اينست كه با نظر بمطالب فوق هر چه زمان آرزو ، يعنى زمان حصول « خواسته شده » طولانىتر بوده باشد ، يا هر چه موضوع « خواسته شده » از حيطهء امكانات آدمى دور تر بوده باشد ، آرزوئى بىاساستر و باطل و مهلكتر خواهد بود . اكنون مىپردازيم به تفسير جملات امير المؤمنين ( ع ) در بارهء آرزو و آرزوگرائى كه مختصّات آن را بيان مىنمايند : 1 - آرزوهاى دور و دراز موجب بد عملى است . اين مختصّ از جملهء شمارهء 1 و 4 و 6 بر مىآيد . دليل اين مختصّ كاملا روشن است ، زيرا مغز و روان آدمى تا حدودى همان اشتياق و نيرو و ديگر سرمايههاى حياتى را در موقع آرزوها مصرف مىنمايد كه در هنگام عمل يعنى آرزو با اين كه يك پديدهء ذهنى و تمايل روانى است بدون اين كه به شكل اراده در هنگام عمل بوده باشد ، با اين حال اقناع و تسلَّى كه انسان آرزوگرا براى خود تلقّى مىنمايد ، مانند اقناع و تسلَّى خاطر در ارادهء مقرون به عمل مىباشد ، به همين جهت است