تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤

است كه اساسىترين عنصر آن ، عبارتست از حركت در واقعيّات هستى بزرگ كه جلوه گاه فروغ ربّانى است . به همين جهت است كه اشتغال درونى به فرداهاى موهوم و خواسته‌هاى بىاساس ، در حقيقت اعراض از هستى و قانون آن و غفلت و ناديده گرفتن آن فروغ ربّانى است كه فقط ديدگان بينايان آن را مىبيند . آرزو گرائى مانند زيستن در آن گونه شعر و شاعرى است كه حيات را با خيال و تجسّمهاى پا در هوا مستهلك مىسازد و حقائق حيات را مسخ و آنها را به شكل كاريكاتور در مىآورد و اين هم يكى از عوامل غفلت و فراموش كردن ذكر خداوندى است . به همين جهت است كه خداوند خالق حيات و مغز و روان براى بيدار كردن شاعران مىفرمايد : * ( وَالشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ . أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ . وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ ما لا يَفْعَلُونَ . إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَذَكَرُوا الله كَثِيراً . . . ) * ( 1 ) ( و شعراء كسانى هستند كه گمراهان از آنان پيروى مىكنند . مگر نمىبينى آنان در هر وادى گمراه مىگردند . و آنان چيزى مىگويند كه به آن عمل نمىكنند . مگر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالحه بجا مىآورند و خدا را فراوان ذكر مىكنند ) . ذكر خداوندى و ايمان و عمل صالح است كه شاعر را از غوطه ور گشتن در خيالات بىاساس و مسخ واقعيّات جلوگيرى مىنمايند .

خاصّيّت سوم - خود فريبى است ، كسانى كه عمر خود را در آرزوها سپرى مىنمايند

، چنان نيست كه مشاعر و انديشه و هشيارىهاى خود را بكلَّى از دست بدهند ، اگر چه از امتيازات طبيعى آنها خود را محروم مىسازند ، اين اشخاص با آن عوامل درك واقعيّات اگر چه بطور ناقص مىفهمند كه آرزوهاى آنان بر پايهء منطقى واقعيّات استوار نيست ، مخصوصا آن اشخاص كه بارها با
هامش
( 1 ) . الشّعراء آيهء 224 تا 227 .