راستين داشته باشد » .
59 ، 62 - و اعلموا أنّ الأمل يسهى العقل و ينسى الذّكر ، فأكذبوا الأمل فإنّه غرور و صاحبه مغرور ( و بدانيد آرزو باعث فراموشكارى و غفلت عقل مىگردد و ذكر خداوندى را بفراموشى مىاندازد . پس آرزو را تكذيب كنيد كه موجب فريب است و صاحب آروز فريب خورده مىباشد ) .
آرزوها
آرزوئى كه در اين جملات آمده است عبارت است از نوعى خواستن كه خواسته شده موضوعات غير ضرورى بوده و دور از توانائى فعلى است و ممكن است همين ناتوانى براى آينده هم ادامه پيدا كند . به همين جهت است كه بايد گفت انسان آرزوگرا همواره در فرداهاى موهوم زندگى مىكند و واقعيّت زنجيرى ديروز و امروز در زندگى او نقش طبيعى خود را از دست دادهاند . و تفاوت ميان آرزو و اميد در اينست كه اميد به آن خواسته متعلَّق مىشود كه بدست آوردن آن معقول بوده و توانائى براى وصول به آن ، دور از امكان نيست . به همين جهت است كه اميدوارى يكى از پديدههاى مطلوب روانى است به شرط اين كه عامل كوشش براى تأمين ضرورتهاى ابعاد طبيعى و روحى انسانى بوده باشد .
با اين تفسير معلوم مىشود كه هر آرزوئى داراى آن خاصّيّتها كه در جملات مورد تفسير آمده است نمىباشد . همچنين تفاوت ميان آرزو و ميل به موفّقيّت در زندگى در اينست كه ميل به چيز معقول در زندگى و احساس نشاط بوسيلهء آن ميل ، پديده ايست سازنده و مفيد كه باضافهء شادابى و طراوت روح كه اثر مستقيم آن است ، مناسبترين عامل منتفى شدن ملالت و يأس و بدبينىهاى مخرّب نيز مىباشد . در بارهء آرزو از نظر ماهيّت و مختصّات آن و همچنين