هر صورت دلكش كه ترا روى نمود
خواهد فلكش ز دور چشم تور بود
رو دل به كسى نه كه در اطوار وجود
بوده است هميشه با تو و خواهد بود
آرزوى وصول بكدامين امتياز امتيازهائى كه به ويران كردن خانمان ديگران تمام مىشود ، امتياز نيستند ، بلكه پديده هائى فريبنده مىباشند كه -
آتشش پنهان و ذوقش آشكار
دود او ظاهر شود پايان كار
و اگر منظور از امتياز وسائل خودكامگى و اشباع شهوات مىباشد ، اگر چه بر پايمال كردن حقوق ديگران هم تمام نشود ، تباهى روح را نتيجه مىدهد كه براى هيچ عاقل آگاهى قابل آرزو و غبطه خوردن نمىباشد . و اگر منظور از امتياز عامل مطلق لذّت بوده باشد ، تلذّذ چه هدف ناچيز تلذّذ كار جانوران است . آنچه كه قابل غبطه خوردن مىباشد عبارتست از حركت در مسير « حيات معقول » است كه فقط دين الهى مىتواند آن را تعيين نمايد . آن كس كه به تفسير و توجيه هدف عالى حيات خود موفّق شده است و از عهدهء پاسخ سؤال بزرگ و فراگير « از كجا آمدهام براى چه آمدهام به كجا مىروم » بر آمده است ، حقّا مورد غبطه است ، مگر براى كسى كه عظمت اين سؤال بزرگ اثبات نشده باشد . چنين شخصى چرا مورد غبطه نباشد در صورتى كه با كمال آگاهى در اين جهان بسيار پر معنى زندگى مىكند و حتّى يك لحظه هم مبتلا به ابهام و تاريكى در مبدء و مسير و هدف حيات خود نيست ، اگر چه با كفشهاى پاره پاره برود كه در راه رفتن خاك و گل توى آن مىرود ، ولى فروغ عشق همهء سطوح جانش را روشن ساخته است .
47 ، 48 - و السّعيد من وعظ بغيره و الشّقىّ من انخدع لهواه و غروره ( سعادت از آن كسى است كه از ديگران براى خود وعظ و عبرت بگيرد و شقىّ آن كسى است كه از هوى و غرور خود فريب به خورد ) .