و ادامه مىدهند ، زيرا هر مطلقى را كه براى ادامهء وجود كائنات در نظر بگيريم ، ساختهء ذهن ما است و واقعيّتى ندارد .
49 ، 51 - و اعلموا أنّ يسير الرّياء شرك ، و مجالسة أهل الهوى منساة للإيمان و محضرة للشّيطان ( و بدانيد كه اندك رياء شرك است و همنشينى با هوىپرستان جايگاه [ علَّت ] فراموشى ايمان و حضور شيطان است )
6 - ريا كارى شرك است .
مقدارى از مباحث مربوط به رياء در تفسير خطبه - هاى گذشته بررسى شده است . در اين مورد به بعضى از آسيبهاى روحى و زيانهاى اجتماعى كه از رياكاريها بوجود مىآيند ، اشاره مىكنيم : 1 - هيچ ضررى براى يك روح بالاتر از آن نيست كه عملى را كه بجا مىآورد ، بجاى آنكه موجب اعتلاى روح او بوده باشد ، موجب سقوط آن در شرك شود و وسيلهء اهانت به مقام ربوبى گردد .
2 - نتيجهء شركى كه از رياكارى بوجود مىآيد ، سقوط همهء ارزشها و اصول است ، زيرا رياكار با ريائى كه انجام مىدهد با عظمتترين و با ارزشترين حقيقت را كه عبارتست از شكوفا ساختن روح با قرار گرفتن در جاذبهء كمال الهى مورد اهانت قرار مىدهد و آن را با يك انسان كه چه بسا كه از شقىّترين اشقياء باشد معاوضه مىكند براى چنين كسى هيچ ارزشى مفهوم نخواهد داشت .
3 - نوعى اضطراب و تشويش درونى كه در نتيجهء رياكارى درون آدمى را فرا مىگيرد كه با هيچ گونه تلقين و تسليت منتفى نمىگردد ، مگر اين كه قبح رياء را درك كند و توبه و بازگشت نمايد .
4 - ضررهاى اجتماعى كه از رياكارى عائد انسانها مىگردد ، بسيار است