تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
با اين حال كه مبتنى بر فرض محالهاى فراوانى است ، هر روز كه آفتاب از افق سر برمىآورد ، نوعى دلهرگى و يا اضطراب و انتظار و شكست تصميم و اندوهى كه عامل آن نامعلوم است و حدّاقلّ از عدم امكان همهء آنچه را كه مىخواهى در درون تو سر مىكشد و يك سؤال « سپس چه » اگر پديده‌هاى فوق مست و ناهشيارت نكرده باشد ، سراغت را خواهد گرفت ، تا آن گاه كه خداوند هستى آفرين را به ياد بياورى كه همهء امور فوق در اختيار او است و هيچ برگ ناچيزى از درخت بر زمين نمىافتد مگر با علم و اذن و مشيّت او . از طرف ديگر هيچ ناگوارى و اضطرار و اضطرابى براى انسان روى نمىآورد ، مگر اين كه ذكر خداوندى آن را به آرامش و اطمينان مبدّل مىسازد . چهار مسئلهء مهم در ذكر اللَّه كه حَسَنٌ عَلى حالٍ ( ذكر خداوندى در همه حال نيكو است ) . وجود دارد كه ما بطور مختصر مطرح مىنمائيم :

مسئلهء يكم - ذكر دائمى

اشتغال دائمى به ذكر خداوندى با نظر به مضمون بعضى از آيات و روايات و با توجّه به حكم عقل سليم و دل آگاه ، مطلوب و مفيد است . مخصوصا با نظر به اين كه ديدگاه حواسّ بشرى و موادّ خام انديشه و تعقّل معمولى ، محسوسات طبيعى محض است كه سطوح روان آدمى را به خود مشغول مىدارند و مانند قشرهايى گوناگون لطافت و حسّاسيت روان را مىپوشانند ، باضافهء تخيّلات و انواعى از اشتغالات ذهنى كه فضاى درون را فرا مىگيرند . حتّى در آن موقع كه نمازگذار مشغول ذكر مستقيم خداوندى است ، همان محسوسات طبيعى محض از ديدگاه مغز و روان اكثريّت كنار نمىروند ، لذا انسان خواه آگاه باشد يا ناآگاه احساس روياروئى با خدا را در جملاتى مانند * ( إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ) * ( 1 ) .

هامش
( 1 ) . الفاتحه آيهء 4 .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 110 | محمد تقي جعفري