همين كه مرا قصد كردى به من رسيده اى ) . در نيايشهاى ائمّهء اطهار عليهم السّلام اين مضمون فراوان آمده است كه « حركت كننده بسوى خدا مسافتى ندارد ، يا مسافتى نزديك دارد » براى تحقّق بخشيدن به اين حركت روحى بسيار و الا ، تكرار آيات شريفهء * ( وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ وَنَعْلَمُ ما ) * ( 1 ) . ( و ما به آن انسان از رگ گردنش نزديكتريم ) . * ( وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ ) * ( 2 ) . ( و او با شما است هر كجا كه باشيد ) . ضرورت دارد . سه - ادامهء ذكر و استمرار دادن به حالت ذكر كه موجب تحصيل توانائى براى برقرار ساختن ارتباط با خدا و يكى از بهترين مقدمات آنست . به همين جهت است كه در آيات قرآن به تكثير ذكر دستور داده شده است . ادامهء ذكر خداوندى همان گونه ارتباط با خدا را نتيجه مىدهد كه ادامهء انديشه و تعقّل و فهم و شناخت قوانين هستى را در مغز انسانى . بقول بعضى از حكماء ما نبايد بطورى عمل كنيم كه خودمان را ببينيم كه مىانديشيم و يا تعقّل مىكنيم ، چنان كه در موقع عبور از خيابان خودمان را مىبينيم كه به درختان تماشا مىكنيم بدون آنكه تماشاى ما مستند به انگيزهء ريشه دار و هدفگيرى مستقلّ در بارهء درختان باشد ، نبايد انديشه و تعقّلمان در بارهء انسان و جهان و زندگى ، يك جريان رها شده اى در مغز باشد كه اگر عوامل جبرى پيدا شد كه آن جريان را بوجود بياورد ، ما فقط تماشاگر جريان باشيم . اين مطلب در ذكر خداوند هم صدق مىكند ، ما نبايد تماشاگر يك جريان جبرى در مغز كه مفهومى [ و اغلب ساختگى ] از خدا را در خود دارد بوده باشيم ، ما بايد در جستجوى آن
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 112
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١١٢
هامش
( 1 ) . ق آيهء 16 .
( 2 ) . الحديد آيهء 4 .