تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 690

مساهمون:

ص٦٩٠
تمام اوصاف پسنديده حتى در مواردى كه انسان به ناچار بايد سرتعظيم و كرنش فرود آورد ، عارى سازد ! مثلًا على را به خاطر زهد و بىاعتنايى به دنيا و زندگى شرافت‌مندانه‌اى كه توأم با كار و عرق جبين بوده نه همراه با خيانت و نيرنگ مورد انتقاد قرار مىدهد . يكى از نقص‌هايى كه او براى على پيدا كرده ، اين است كه بعد از مهاجرت به مدينه ، براى تأمين زندگى خود كاركرد و خرمايى كه با پول دسترنج خود خريده بود ، نزد همسرش فاطمه آورد و فرمود : خودت و بچه‌هايت بخوريد . « 1 » روايت شده است كه على فرمود : « در مدينه ، چون دچار گرسنگى سخت شدم به دنبال كار ، به اطراف مدينه رفتم . زنى را ديدم كه مقدارى خاك جمع كرده بود و گويا مىخواست گل درست كند . نزد او رفتم و قرار گذاشتم كه در برابر هر دلو آبى كه روى خاك بريزم ، يك خرما بگيرم . شانزده دلو آب كشيدم و بر خاك ريختم ، تا دست‌هايم خشك شدند . آن‌گاه نزد آن زن رفتم و شانزده خرما گرفتم و خدمت پيامبر آمده و او را از اين جريان با خبر ساختم . حضرت از آن خرماها با من خورد ، و دربارهء من دعاى خير كرد . » آيا ممكن است كسى با تمسّك به اين داستان ، به تمسخر ديگرى بپردازد ؟ شگفتا ، كدام كار اخلاقى از اين عالىتر كه علىبن ابىطالب ، به دست خود كار مىكند تا همسر و فرزندانش را سير گرداند ، و نيازى به ديگران نداشته باشد ؟ ! شگفتا ، آيا صفات بزرگان ، از صفت علىبن‌ابىطالب كه اين چنين زندگى ساده‌اى دارد و بدون تكبر و خودخواهى و با صفاى قلب و خشنودى وجدان در راه تأمين معاش كوشش مىكند ، پسنديده‌تر است ؟ ! لامنس خود را ناگزير مىداند كه اين گونه شرافت‌ها را نسبت به على وارونه جلوه داده ، و صدق صفاى على را در تأمين معاش و شئون زندگى دليل نقص او بداند ، و
هامش
( 1 ) . همان ، ص 57 .