تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 687

مساهمون:

ص٦٨٧
ناگزيريم مقدارى دربارهء دانش وى گفت‌وگو كنيم : لامنس مردى است كه از لحاظ وسعت معلومات و اطلاعات كم‌نظير است . هيچ يك از ريزه‌كارىهاى تاريخ عرب بر او پوشيده نيست . او داراى استعدادى سرشار و دانشى بسيار است . كمتر خاورشناسى به پاى او مىرسد . حافظه‌اش قوى و شگفت‌آور است . كتاب‌هاى اسلامى او ، طورى متكى به اسناد و مدارك است كه انسان از فراوانى منابع آنها به حيرت مىافتاده و اعتراف مىكند كه او به تمام نوشته‌هاى مورخان عرب و خاورشناسان و اطلاعات آنها اشراف دارد و در موضوعات اسلامى ، هيچ چيز بر او پوشيده نيست ! اين بود خلاصه‌اى دربارهء اين خاورشناس دانشمند . لكن منظور ما اين است كه نشان دهيم وى چنان دست‌خوشِ غرض‌ورزى شده كه اين دانش سرشار را تباه و فاسد كرده است . او دانش خود را در خدمت حقيقت قرار نداده و مداركى كه در تأليفات خود ارائه داده است ، به منظور روشن كردن حقيقت و بيان مطلبى كه در مورد شرق عربى قديم بر ديگران پوشيده است ، نيست . بلكه با كمال تأسف ، بايد بگوييم : اين مرد عالم ، در كوشش خود براى وارونه جلوه دادن حقايق تاريخى ، به دانش و اطلاعات وسيع خود خيانت مىكند . علاوه بر اين ، او كوشش مىكند عاطفهء انسان را كه در برابر مسلمين صدراسلام اظهار دوستى و علاقه مىكند ، جريحه‌دار كرده و عواطف انسان را كه طرفدار انسان‌هاى نيكوكار و پاكدل است ، تخطئه نمايد . تأسف بيشتر ما به حال او اين است كه در بدگويى و بىاحترامى به بزرگان مشرق زمين ، به طور كلى از راه انصاف و علم خارج شده است . او هرگاه به مطلبى برمىخورد كه داراى دو طرف است ، اسناد و مدارك بسيار و مسلمى را كه طرف صحيح را مشخص مىكند ، كنار مىگذارد و به اسناد و مدارك نادر و بىاعتبارى كه طرف نادرست را اثبات مىكنند ، تكيه مىكند ! وانگهى از كنار اسناد و مداركى كه يكى