تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 689

مساهمون:

ص٦٨٩
ذهنى متوسط معرفى مىكند . « 1 » و از اين‌كه به بلاغت و ادب صاحب نهج‌البلاغه روى بياورد ، خوددارى مىكند . با اسلوبى نيرنگ‌آميز ، روايات مسلمى كه شجاعت على را اثبات مىكنند مورد تمسخر قرار مىدهد . شگفت اين است كه وى على را از بلاغت و ادب و هوش و درايت و شجاعت بىبهره مىشناسد ، در حالى كه اين صفات ، همچون صفت حرارت كه از آتش جداشدنى نيست ، از على قابل تفكيك نيستند ، بلكه آنها صفاتى هستند كه حتى معاويه و عمروعاص - كه در قلب لامنس كاملًا عزيز هستند - آنها را انكار نمىكردند ، ولى عجيب است كه لامنس خودسرانه منكر آنها شده است ! اگر انسان بخواهد در انكار صفات برجسته على به اسلوب لامنس اعتماد كند ، به راحتى مىتواند منكر على و محمد صلى الله عليه و آله و سقراط و شكسپير و ناپلئون بناپارت هم بشود و آن هم به اين صورت كه فقط منكر يكى از صفات آنها بشود . البته اين كار دشوارتر از اين نيست كه انسان صفحاتى را در كتاب خود پر كند و با استناد به برخى از منابع و اشاره به پاره‌اى از اسناد و مدارك ، حقايق تاريخى را وارونه جلوه دهد . لامنس تنها به اين كار قناعت نمىكند كه تمام حقايق مسلم تاريخ را زير پا بگذارد ، بلكه به‌طور كلى راه و رسم على را مورد انتقاد قرار مىدهد . او طبق نظر خود تا مىتواند به على اهانت مىكند . على پس از مرگ همسرش فاطمه عليها السلام ، حزن خود را هميشگى و زندگيش را شب تيرهء ظلمانى خواند . « 2 » او پس از نقل اين جمله ، از توهين و افترا خوددارى نمىكند . با گستاخى تام مىگويد : پيامبر به او بىاعتنا بود . « 3 » و از همنشينى او تنفر داشت ! « 4 » او در وجود امام على ، يك صفت پسنديده سراغ ندارد . كوشش مىكند على را از
هامش
( 1 ) . لامنس ، معاويه اول ، به زبان فرانسه ، ص 79 - 83 و فاطمه ، به زبان فرانسه ، ص 23 ، 26 ، 48 . ( 2 ) . فاطمه ، ص 59 ، 72 . ( 3 ) . همان ، ص 52 ، 56 ، 57 . ( 4 ) . همان ، ص 57 .