تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١
علىبن ابىطالب نرسيده است . سخن روان و هم‌چنين بيان نيرومند ، با همهء شرايط طبيعى و هنرى كه بايد در آن موجود باشد ، در نزد علىبن ابىطالب جمع بوده و از عناصر تشكيل‌دهندهء شخصيت او به‌شمار مىرفتند . علاوه بر اين ، خداوند همهء عوامل و وسايل تكميل‌كننده خطابه را - كه در گذشته به آنها اشاره كرديم - در وجود امام به وديعت نهاده بود : خداوند علىبن ابىطالب را با طبع پاك و فطرت سليم ، ذوق نيك و سليقه بلند و بلاغت بىنقص ، ممتاز ساخته و با علم و دانش بىنظير و استدلال قوى و نيروى قانع‌كننده و عظمت بىمانند در سخنان ارتجالى و بديهه‌گويى او را بر ديگران برترى داده بود . بايد بر اينها افزود : راستى و صدقى را كه در وجود او ، حد و مرزى نداشت و اين امر ، يك ضرورت قطعى در هر خطبهء پيروزمندى است . و علاوه بر اين ، تجربه‌هاى بىشمار و تلخ او براى انديشه و فكر نيرومندش در مورد شناخت مردم و جامعه و اخلاق و عوامل و انگيزه‌هاى آنها ، راه‌هايى را باز نموده بود . . . از همهء اينها گذشته ، عقيدهء محكم و استوار ، احساس درد و اندوه عميق آميخته با مهر ، پاك‌دلى ، سلامت وجدان و بلندى هدف از خصايص و امتيازهاى ويژهء امام بود . به راستى در بين شخصيت‌هاى بزرگ تاريخ ، غير از امام على و شمارى اندك ، كسى وجود ندارد كه در عين بزرگى ، خطيب و سخنور بىنظيرى نيز باشد . البته شما بايد نخست اين شرايط را ارزيابى كنيد و سپس تاريخ مشاهير خطبا و سخنوران شرق و غرب را مورد بررسى قرار دهيد تا به‌خوبى دريابيد كه اين سخن ما كاملًا صحيح بوده ، هيچ‌گونه اغراق و گزافى در آن راه ندارد . علىبن ابىطالب با آرامش خاطر و اعتماد كامل به خويشتن و سخن عادلانه خود در منبر مىايستاد و سخن مىگفت . او بسيار زيرك و سريع‌الادراك بود و راز دل مردم و هوس‌ها و خواست‌هاى درونى آنان را به‌خوبى مىدانست . دلى داشت مالامال از مهر آزادى ، انسانيت و فضيلت تا آن‌جا كه چون زبان افسون‌گرش به سخن گشوده