هنگام است كه عبارات و جملات او ، حاوى همهء خشمهايى است كه در درونش وجود دارد ، و به همين علت ، جملاتش داغ ، پرحرارت ، تند ، و سرزنشكننده و در عينحال مسجع و پياپى است :
زشتى و اندوه بر شما باد كه هدف تيرتان قرار مىدهند و شما را غارت مىكنند و شما آنان را غارت نمىكنيد ، به پيكار با شما مىآيند ، ولى شما با آنان به نبرد برنمىخيزيد و بر خداوند نافرمانى مىنمايند و شما راضى و خشنود هستيد !
و گاه عواطف او به هيجان آمده و الفاظى را بهطور مسلسل بر زبان مىراند كه گويى اين الفاظ پىدرپى ، به جنگ يكديگر رفتهاند :
من ناتوان نگشتم ، هراسى بهخود راه ندادم ، خيانتى نكردم و هيچگونه سستى در خود نديدم .
و گاهى هم اين عواطف با درد و اندوه فراوانى همراه مىگردد كه خود به جهت وجود مردمى است كه او خواستار خوشبختى و نيكى آنان است و آنها ، بهخاطر جهل و نادانى و سستى اراده و عدم درك ، خود خواستار آن نيستند . و بههمين علت ، با بيانى تند و آتشين ، آنها را مورد خطاب قرار داده و مىگويد : « چرا من شما را چنين مىيابم ؟
بيداريد ولى خفته ! حاضريد ولى غايبِ بيناييد ، ولى همانند كور ، شنواييد ولى به سان كر و گوياييد ولى همچون لال ! . . . »
* * * خطبا و گويندگان عرب بسيار بودهاند و فن خطابه ، يكى از هنرهاى ادبى آنان است كه در دوران جاهليت و در عصر اسلام ، و بهويژه در زمان پيامبر و خلفاى راشدين بهخاطر نيازى كه هميشه به آن داشتهاند ، رونق داشته است .
البته و بدون هيچگونه شك و ترديدى ، بزرگترين خطيب دوران نبوت ، خود پيامبر بود . ولى در دوره خلافت راشدين ، و همهء قرونى كه پس از آن آمده ، بهطور كلى و بدون هيچگونه استثنايى ، هيچكس در اين زمينه و با اين سبك و روش ، به پايه و مقام
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 630
مساهمون: جورج جرداق
ص٦٣٠