تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤
جهان هستى سخن گويد ، آنها را با قلمى از نور ستارگان در دل و قلب تو ترسيم مىكند . بيانى كه بلاغتى از بلاغت و قرآنى از قرآن است . بيانى كه در اسباب و اصول بيان عربى ، به آنچه كه بوده و خواهد بود ، پيوند دارد تا آن‌جا كه دربارهء آن گفته‌اند : سخن او فروتر از كلام خالق و فراتر از سخن مخلوق است . * * * خطبه‌هاى امام على ، به‌طور كلى مظهر و نشان‌دهندهء روح و شخصيت اوست ، تا آن‌جا كه گويى معانى و الفاظ آن با دل و جان او آميخته و با حوادث روزگارش مانند كانون آتش در گذرگاه نسيم فروزان گشته است . و از همين‌جاست كه او خطبه‌اى را بالبداهه ايراد مىكند كه داراى احساس مؤثر بوده و در غايت جمال و زيبايى است . كلمات و سخنان كوتاه ارتجالى علىبن ابىطالب نيز اين‌چنين بود ، آنها داراى آن‌چنان نيرو و قدرتى بودند كه امكان داشت يك كلمه ارتجالى ، از نظر صدق و راستى ، عمق انديشه ، هنر بيان ، به گونه‌اى باشد كه هنوز لب‌هاى او به سخنى گشوده نشده ، دهان به دهان نقل گردد ! از شاهكارهاى كوتاه او ، سخنى است كه دربارهء ستايش‌گرى گفت كه در حق او راه افراط را مىپيمود و در دل خود ، وى را دشمن مىداشت : « من كمتر از آن هستم كه به زبان مىگويى و بالاتر از آنم كه در دل به آن اعتقاد دارى » ! و از همين نمونه‌هاست ، سخنى كه به هنگامى آن را بر زبان آورد كه خود به‌تنهايى مىخواست به‌كار مهمى دست بزند ، ولى يارانش در آن شك و ترديد مىداشتند و كوتاهى مىنمودند . اين گروه به نزد وى آمده و در حالىكه به دشمنان آن حضرت اشاره مىكردند گفتند : يا اميرالمؤمنين ! ما در برابر آنها هستيم و مدافع تو مىباشيم و علىبن ابىطالب بلافاصله فرمود : « شما كه نمىتوانيد شر خود را از من دور كنيد ، چگونه شر و دشمنى ديگران را دفع توانيد كرد ؟ اگر توده‌ها پيش از من ، از ستم