تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 618

مساهمون:

ص٦١٨
سرازير شد . من آن را از دور ديدم كه طرف راست آن ، در نظر من به كوه « قطن » و گوشهء چپش به دو كوه « الستار » و « يذبل » مىپيوست . سپس آب به جريان افتاد و آن‌گاه حركتش تندتر شد كه گويى انفجارى رخ مىدهد و از اين سو و آن سو به ميدان آمد و سيلى به‌راه انداخت كه درخت‌ها را از بن بركند و از كوه « قنان » به‌سرعت گذشت و نه‌تنها نخواست كه به آن پناه ببرد ! بلكه آن را به بازى گرفت . در دنبالهء اين شرح ، شاعر مىگويد :
و تيماء لم يترك بها جذع نخله * ولا أطمأ إلّامشيّداً بجندل كان ثبيراً فى عرانين و بله * كبير اناس فى بجاد مزمل كان ذرى رأس المجيمر غدوه * من السيل و الغثاء فلكه مغزل و ألقى بصحراء الغبيط بعاعه * نزول اليمانى ذىالعياب المحمل كان مكاكى الجواء غديه * نشاوى سلاف من رحيق مغلغل كان السباع فيه غرقى عشيه * بإرجائه القصوى انابيش عنصل « 1 »
در اين‌جا شما ملاحظه مىكنيد ، امرء القيس چگونه مىبيند كه باران ، همهء درختان « تيماء » « 2 » را از جا كنده و ساختمان‌هاى آن را ويران ساخت ، مگر ساختمان‌هايى كه با سنگ‌هاى خارا و سخت و بزرگ استوار شده بودند . اما كوه « ثبير » كه با بلندى و ارتفاع خود ، بر زمين‌هاى هموار اطراف خود مىباليد و افتخار مىكرد ، باران فقط قله و سر آن را پوشانيد و آن‌گاه آن كوه همچون پيرمردى جلوه‌گر شد كه گويى با پوششى خود را پوشيده است . آن‌گاه باران‌هاى سيل‌آسا ، به طوفان‌هاى خود در اطراف كوه‌ها ادامه مىدهند ، و
هامش
( 1 ) . اين اشعار به اين علت ترجمه نشد كه زيبايى خود را براى اهل فن حفظ كند ، و البته براى كسانى كه از عربى آن نمىتوانند استفاده كنند ، خود مؤلف آنها را شرح مىدهد . م ( 2 ) . تيماء اسم مكانى است و به فلاتى نيز گفته مىشود كه در آن به استراحت مىپردازند . ( المنجد ) م .