تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 615

مساهمون:

ص٦١٥
خود مىافكند ، به ناله بانگ برمىآورد كه گويى براى رفع ناراحتى خود ، فريادرسى مىطلبد كه به‌راستى اندوه خويش گواهى دهد ، زيرا ساق‌هاى او باريك و زشت ، همچون پاهاى خروس خاكىرنگ است . طاووس ، كاكلى سبز و نگارين برسر دارد و گلوگاهش همچون صراحى است و زير گردنش كه به تن پيوسته است ، سبز به‌رنگ وسمهء يمانى است ، قطعه ديبايى كه به آبگينهء روشن و صيقلىيافته شباهت دارد . گردن را در چادرى سياه پيچيده ، ولى از غايت درخشندگى و شادابى ، گمان رود كه رنگ‌آميزى سبز و تندى دارد ، چون برگ‌هاى سبزرنگ . آن‌جا كه شكاف گوش اوست ، خطى باريك مانند باريكى سر قلم به چشم مىخورد كه چون گل اقحوان ( بابونه ) ، سفيد و درخشان ، در ميان سياهى جلوه‌گر است . در جهان كمتر رنگى است كه در پرهاى طاووس نظير آن نباشد و به چشم نخورد ، و البته در درخشندگى و نيكويى از همهء رنگ‌ها برتر است . درواقع گل‌هاى رنگارنگى است كه باران بهارى و خورشيد تابستانى آن را پرورش نداده است . گاهى از پر خود بيرون آمده ، جامه از تن كنده و برهنه مىگردد و پرهايش همچون برگ درخت بر شاخه‌ها پژمرده گردد و پىدرپى بريزد ولى باز از نو برويد ، تا به‌حال نخستين و همان رنگ‌آميزى برگردد به‌طورى كه رنگ‌آميزى آن ، با رنگ‌هاى قبلى يك‌سان باشد و هركدام در جاى خود قرار گيرد . هرگاه در تارها و پرهاى او به‌دقت بنگرى ، يكى را به رنگ گل سرخ بينى و ديگرى را چون زبرجد سبز و يكى را به رنگ طلايى . انديشه‌هاى عميق كجا وصف آن توانند كرد ؟ و يا خردهاى ژرف ، چه‌سان به حقيقت آن پى ببرند ؟ و يا گفتار گويندگان اوصاف آن را چگونه به‌نظم آورند ؟ » * * * سپس اندكى دربارهء آفرينش زمين و آسمان از زبان امام على بشنويد :
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 615 | جورج جرداق / خسرو شاهى