« همهء اين عالم هستى ، به يك دم من بسته است كه چون بدمم ، همه چيز در تاريكى مطلق فرو مىرود « 1 » . . . » . « 2 »
* * * و اكنون ببينيد كه علىبن ابىطالب در وصف طاووس چه مىگويد :
« و از شگفتانگيزترين موجودات طاووس است كه خداوند اندام او را در استوارترين موازين برپا داشته و رنگهايش را در نيكوترين شكلها درهم آميخته ، با بالى بلند و دمى دراز كه بر زمين مىكشد . هنگامى كه به سوى طاووس ماده برود ، آن را بگشايد و مانند چتر بالاى سر خود نگه مىدارد كه گويى بادبان كشتى است و كشتيبان آن را به هرسويى كه باد مىوزد ، مىگرداند . به رنگهاى زيباى خود مىنازد و با كرشمه مىخرامد . ( بايد جلوهء طاووس را از نزديك ديد كه وصف آن به گفتن نيايد . )
هر پر طاووس قصبهء سيمين را ماند كه شمسههاى زرين و تكههاى زبرجد از آن رسته است . و اگر بخواهى آن را با نباتات زمينى مورد مقايسه قرار دهى ، بايد بگويى :
دسته گلى است كه از شكوفههاى بهارى چيده شده و بههم پيوند يافته است . و اگر آن را به جامهها و پوششها تشبيه نمايى ، خواهى گفت : ديباى نگارين است به نقشهاى گوناگون آراسته ، يا جامههاى زيباى يمانى است . و اگر به زيورها مانند كنى ، بايد بگويى : كمربندى سيمين با نگينهاى رنگارنگ كه با جواهر مزين گشته است .
طاووس با ناز و كرشمه مىخرامد و راه مىرود و به دم و بال خود مىنگرد و از زيبايى پوشش و پيراهن رنگينش مىخندد و قهقهه مىزند ، ولى چون چشم به پاهاى
هامش
( 1 ) . به قول شاعر فارسىزبان : « اگر نازى كنم ، از هم فرو ريزند قالبها » .
( 2 ) . از كتاب نظريه الانواع الادبيه ، تأليف نويسندهء فرانسوى « ونسان » ، ترجمه به عربى از دكتر حسن عون ، ص 286 - 288 .