تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 611

مساهمون:

ص٦١١
زير زبان تو ، عسل و شير است و بوى لباست مثل بوى لبنان است . . . چشمهء باغ‌ها و بركهء آب زنده . و نهرهايى كه از لبنان جارى است . اى باد شمال ! برخيز و اى باد جنوب بيا . بر باغ من بوز ، تا عطرهايش منتشر گردد . محبوب من به باغ خود بيايد و ميوهء نفيسهء خود را بخورد » ! « 1 » آرى اگر شما اين اشعار را به‌درستى ارزيابى كنيد ، خواهيد ديد كه سليمان اين شعر خود را از همان سرچشمه‌اى دريافته است كه مسيح از آن سيراب گرديد ، اگرچه موضوع آن دو ، با همديگر يك‌سان نيست . * * * و از همين نمونه‌هاست سخن « ويكتور هوگو » ، يكى از شعراى بزرگ فرانسه پس از انقلاب كبير ، و آن « گفت‌وگويى ميان ستارگان » است كه شاعر در آن ، انسان را نشان مىدهد كه در روى زمين از بس كوچك و ناچيز است ، در سطح زمين به‌چشم نمىخورد و زحل كره زمين را كه اين همه به بزرگى خود مىبالد و افتخار مىكند ، مورد خطاب قرار داده و مىگويد :
هامش
( 1 ) . قسمت كوتاه نخستين را مؤلف از جامعه سليمان و قسمت‌هاى دوم را از « غزل غزل‌هاى سليمان » باب دوم و چهارم نقل كرده بود و ما با استفاده از متن « غزل غزل‌هاى سليمان » قسمت‌هاى بيشترى را در اين‌جا آورديم تا خوانندگان محترم با مقايسه اين غزل عاشقانه منسوب به سليمان كه متأسفانه در كتاب مقدس يهوديان و مسيحيان آمده است ، با گفتارهاى امام على عليه السلام ، خود متوجه شوند كه اين مقايسه مؤلف محترم ، به‌هيچ‌وجه صحيح نبود . . . راستى غزل عاشقانه و مى و لب و بوس و كنار ! و پستان و گردن همچون برج داود ! كجا و گفته‌هاى امام على كجا ؟ . . . حيف بود كه مؤلف اين جملات را نقل كند و سپس شعرى از « ويكتور هوگو » بياورد و آن‌گاه آنها را با سخنان على ، از يك سرچشمه بداند ! البته ما مقام حضرت سليمان نبى عليه السلام را هم از اين‌گونه غزل‌هاى مستانه والاتر و بالاتر مىدانيم و اصالتى هم براى كتاب مقدس فعلى مسيحيان قائل نيستيم ، ولى چون مؤلف اين سخنان را در متن كتاب آورده بود ، ما ضمن ترجمهء آنها ، قسمت‌هاى بيشترى را نقل كرديم و قضاوت نهايى را به‌عهدهء خود خواننده صاحب‌نظر مىگذاريم . م