تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 610

مساهمون:

ص٦١٠
زيرا كه آواز تو دلنشين و چهره‌ات خوش نماست . محبوبم از آن من است و من از آن وى هستم . در ميان سوسن‌ها مىچراند ، اى محبوب من برگرد و تا نسيم روز بوزد و سايه‌ها بگريزد . و مانند غزال يا بچه آهو ، بر كوه‌هاى « باتر » باش » ! * * * اينك تو زيبا هستى اى محبوب من ، اينك تو زيبا هستى ! و چشمانت از پشت روپوش تو مانند چشمان كبوتر است . و موهايت مثل كله‌بزهاست كه بر جانب كوه « جلعاد » خوابيده‌اند . دندان‌هايت مثل گله گوسفند است كه از شستن برآمده باشند . لب‌هايت مثل رشتهء قرمز و دهانت زيباست . و گونه‌هايت از پشت برقع تو همچون پارهء انار است . گردن تو مثل برج داود است كه جهت انباركردن سلاح‌ها بنا شده است . و در آن هزار سپر يعنى همهء سپرهاى شجاعان آويزان است . دو پستانت مانند دو بچه آهوست كه در ميان سوسن‌ها مىچرند ! تا نسيم روز بوزد و سايه‌ها بگريزد به كوه « مر » و به تل « كندر » خواهم رفت . اى محبوبهء من ! تمامى وجود تو زيباست و در تو عيبى نيست . بيا با من از لبنان ، اى عروس با من از لبنان بيا ! از قلهء « امانه » از قلهء « شيتر » و « حرمون » . از مغاره‌هاى شيرها و از كوه‌هاى پلنگ‌ها بنگر . اى خواهر و عروس من ، دل مرا به يكى از چشمانت و به يكى از گردن‌بندهاى گردنت ربودى ! اى عروس من ! لب‌هاى تو عسل را مىچكاند .