زيرا كه آواز تو دلنشين و چهرهات خوش نماست .
محبوبم از آن من است و من از آن وى هستم .
در ميان سوسنها مىچراند ، اى محبوب من برگرد و تا نسيم روز بوزد و سايهها بگريزد .
و مانند غزال يا بچه آهو ، بر كوههاى « باتر » باش » !
* * * اينك تو زيبا هستى اى محبوب من ، اينك تو زيبا هستى !
و چشمانت از پشت روپوش تو مانند چشمان كبوتر است .
و موهايت مثل كلهبزهاست كه بر جانب كوه « جلعاد » خوابيدهاند .
دندانهايت مثل گله گوسفند است كه از شستن برآمده باشند .
لبهايت مثل رشتهء قرمز و دهانت زيباست .
و گونههايت از پشت برقع تو همچون پارهء انار است .
گردن تو مثل برج داود است كه جهت انباركردن سلاحها بنا شده است .
و در آن هزار سپر يعنى همهء سپرهاى شجاعان آويزان است .
دو پستانت مانند دو بچه آهوست كه در ميان سوسنها مىچرند !
تا نسيم روز بوزد و سايهها بگريزد به كوه « مر » و به تل « كندر » خواهم رفت .
اى محبوبهء من ! تمامى وجود تو زيباست و در تو عيبى نيست .
بيا با من از لبنان ، اى عروس با من از لبنان بيا !
از قلهء « امانه » از قلهء « شيتر » و « حرمون » .
از مغارههاى شيرها و از كوههاى پلنگها بنگر .
اى خواهر و عروس من ، دل مرا به يكى از چشمانت و به يكى از گردنبندهاى گردنت ربودى !
اى عروس من ! لبهاى تو عسل را مىچكاند .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 610
مساهمون: جورج جرداق
ص٦١٠