و كريه دارد . ولى ببينيد كه سخن علىبن ابىطالب در اين زمينه چقدر جالب و زيباست . اين گفتار ، از عاطفه و احساس خلاق ، بهره زيادى برده و از نيروى تخيل زيبا سهم وافرى دارد . و از همينجاست كه اين سخن امام ، تابلويى نفيس از مجموعهء آثار هنرى است كه فقط تابلوهاى بزرگان هنر در اروپا ، در آنهنگام كه در شعر و آهنگ و رنگآميزى وحشت و هراس مرگ را نشان مىدهند ، مىتوانند به آن شباهت داشته باشند ، ولى باز بهپايهء آن نمىرسند .
علىبن ابىطالب پس از آنكه چگونگى مرگ را به زندگان يادآور مىشود و بين آن دو پيوندى ايجاد مىكند ، به آنها هشدار مىدهد كه به اين منزل وحشتناك نزديك مىشوند . سخن امام آنچنان حزنانگيز و دردناك بوده ، با رنگى تيره و سياه آميخته است كه نظير اين رنگآميزى را در هيچ تابلويى نمىتوان يافت :
گويا هركدام از شما ، در روى زمين به سرمنزل تنهايى خود رسيده است ! راستى كه چه خانه بىكس و چه منزل وحشتناك و چه مكان بىهمدمى است ؟ !
امام سپس افراد زنده را به سرعت سرسامآورى كه بهسوى مرگ مىروند ، ولى خود آن را درك نمىكنند ، متوجه ساخته و آنان را هشدار مىدهد . امام اين موضوع را در جملات كوتاه و بههمپيوستهاى بيان مىكند كه گويى از آن ، صداى بيدارباش طبل و شيپور جنگ بهگوش مىرسد :
راستى ساعتهاى روز چه زود مىگذرند ؟ راستى روزهاى ماه و ماههاى سال و سالهاى عمر ، چه سريع به پايان مىرسند !
پس از اين جملات ، امام در ذهن مردم ، شكل جالبى را ترسيم مىكند كه عقل به آن امر مىدهد و عاطفه آن را روشن مىسازد و تخيل شكوفان ، عناصر آن را مجسم مىسازد و سپس موجب حركتهاى پىدرپى و بههمپيوستهاى در وجود انسان مىشود : چشمهايى گريان ، نالههاى حزنانگيز ، اعضاى زار و خسته : « آرى ، روزهايى كه در فاصله عمر شما افراد زنده و مردگان پيش مىآيند ، به شما گريه كرده و ناله
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 599
مساهمون: جورج جرداق
ص٥٩٩