از مزايا و برجستگىهاى انديشهء وسيع او ، نيروى « تمثيل » است . و تمثيل در زبان و ادبيات امام على ، شكل درخشانى از زندگى است . براى نمونه در اين زمينه ، مىتوانيد به زمامدار و صاحبقدرتى بنگريد كه مردم وضع و زندگى او را آرزو مىكنند و مىخواهند كه همانند او باشند ، ولى او خود بهتر مىداند كه در چه موقعيت بغرنج و ترسناكى گير كرده است . او با اينكه مركوب خود را مىترساند و نهيب مىزند ، ولى در عين حال ، هميشه در ترس و هراس است كه مبادا او را سرنگون ساخته و از بين ببرد . ببينيد علىبن ابىطالب اين معنا را چگونه ممثل ساخته و چه مىگويد ؟
صاحب قدرت و فرد زورمند ، مانند كسى است كه بر پشت شير سوار شده باشد :
مردم بر حال و وضع او غبطه مىخورند و مىخواهند بهجاى او باشند ، ولى او ، موقعيت و وضع خود را بهتر درك مىكند .
اگر نمونهء ديگرى مىخواهيد ، به گفتار ديگر امام گوش دهيد . در اين گفتار امام حالت مردى را كه مىكوشد دشمن خود را سركوب كند و خود در معرض خطر است ، مجسم ساخته و مىگويد : « تو مانند مردى هستى كه بر سينهء خود نيزه مىزند ، تا آنكه را در پشت سر خود او سوار است ، بهقتل برساند » !
از همهء اين نمونهها گذشته ، به اين سبك و روش جالب توجه نماييد كه امام در ترسيم وضع دروغگو ، از آن استفاده نموده است : « زنهار ! با دروغگو آشنا و رفيق مباش كه او مانند سراب ، دور را به تو نزديك جلوه مىدهد و نزديك را از تو دور مىسازد » .
* * * گروهى معتقدند : در عالم هنر ، هنرمند مىتواند هرگونه زشتى طبيعت را زيبا جلوه دهد . اين نظريه اگر درست باشد ، دليل آن در سخن امام على درباره مردگان و صاحبان قبور بهخوبى آشكار است . راستى كه مرگ سهمگين است و چهرهاى زشت
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 598
مساهمون: جورج جرداق
ص٥٩٨