تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 601

مساهمون:

ص٦٠١
حيات‌بخش جريان مىيابد . و به همين دليل است كه القاى آن انديشه ، احساسات و عقل شما را به يك ميزان مخاطب مىسازد ، براى آن‌كه اين فكر و انديشه ، در واقع از عقلى سرچشمه گرفته كه با عاطفه و احساسى پرشور آن را نيرو مىبخشد . در عالم ادبيات و هنر ، اگر اندامى از عاطفه و احساس جانمايه نيابد ، اعجاب انسان را برنمىانگيزد . براى آن‌كه سرشت انسانى ، به‌طور طبيعى چيزى را مىپسندد و مىپذيرد كه محصول و توليدشدهء همان سرشت باشد ، و ما اين تأثير ادبى كامل را در نهج‌البلاغه امام على به وضوح مىبينيم . شما هنگامى كه نهج‌البلاغه را مورد مطالعه قرار دهيد و از نقطه‌اى به نقطه ديگر بپردازيد ، خود را در درياى مواج و پرتلاطمى از گرمى عاطفه ، و همهء اشكال و رنگ‌هاى احساس انسانى خواهيد يافت . آيا به‌راستى شما ، هنگامى كه سخنان زير را از زبان امام على مىشنويد ، در قلب خود احساس شور و عاطفه ، تأثر و رقت انسانى نمىكنيد ؟ گوش كنيد و ببينيد علىبن ابىطالب چه مىگويد : « اگر كوهى مرا دوست بدارد از هم مىپاشد » و « كسى را كه فرمان نبرد ، چه رأى و نظريه‌اى بدهد ؟ » و « مرا رها سازيد و به‌دنبال كس ديگرى برويد » و « اى روزگار ! اى روزگار ! كس ديگرى غير از من را بفريب ! » و هم‌چنين اين سخن كوتاه و آكنده از مهر و محبت : « از دست‌دادن دوستان موجب غربت و تنهايى است » و « خداوندا ! من شكايت قريش را پيش تو آورم . آنان خويشاوندى مرا قطع كرده و ظرف مرا واژگون ساخته و گفتند : بايد خلافت را بپذيرى ! و يا گفتند خلافت را نبايد قبول كنى ! يا در غم و اندوه شكيبا باش و يا از ناراحتى و تأسف جان بده ! و درواقع من ديدم جز خاندان و اهل بيت خودم ، كسى يار و ياور من نيست و از من دفاع و پشتيبانى نمىكند . » باز به اين سخنان زيبا و جالب و نيرومند ، در عاطفه و احساس انسانى ، از زبان امام على گوش فرا ده كه به هنگام دفن بانو فاطمه زهرا آن را بر پسرعمويش ، محمد ، پيامبر خدا ، بازگو كرده است :
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 601 | جورج جرداق / خسرو شاهى