مىوزد و مىپيچد و مىرود و زمين را جارو مىزند و بهسوى هدف نهايى خود مىرود و سپس برمىگردد و دور مىزند ، بىآنكه در اين رفت و برگشت ، جز « قانون حادثه » و منطق مناسب و اقتضاى حال ، انگيزهاى وجود داشته باشد و يا اين امر ، به سابقه و لاحقهاى نيازمند باشد .
از مظاهر عقل نيرومند در نهجالبلاغه ، چهارچوبى است كه علىبن ابىطالب بهوسيله آن ، احساسات حزنانگيز و عميق خود را هنگامى كه در درون وى به هيجان مىآمد ، ضبط مىنمود و نگهمىداشت ؛ مهر و عاطفه شديد وى ، هنگامى كه مىخواست او را در درياى اندوه و غمهاى بىپايان فرو برد ، با نيروى عقل مهار مىشد و عقل و خرد بهوضوح و آشكار ، قدرت خود را نشان مىداد و على همان فرماندهى بود كه امرش مطاع و قدرتش برجاى بود .
* * * از شگفتىهاى ذكاوت و انديشه بىحد علىبن ابىطالب در نهجالبلاغهاش ، آن است كه او بحث و بررسى ، توصيف و تعريف را متنوع و گوناگون ساخته و در هر موضوعى با قدرت كامل مطلب را بيان داشته است و كوشش فكرى وى در قسمتى از موضوعات ، او را از قسمتهاى ديگر بازنداشته است . علىبن ابىطالب با منطق نيرومند يك حكيم آشنا به اوضاع روزگار و وضع مردم و طبيعت افراد و تودهها سخن مىگويد .
امام على ، رعد و برق و زمين و آسمان را توصيف مىكند و سپس سخن را به بيان تاريخ طبيعى مىكشاند و رازهاى خلقت را در آفرينش خفاش ، مورچه ، طاووس ، ملخ و نظاير آنها آشكار مىسازد . و آنگاه براى جامعه دستورهايى صادر كرده و براى اخلاق قوانينى وضع مىكند . سپس در سخن از آفريدگار هستى و شاهكارهاى عالم وجود ، اعجاز مىكند . و بىشك شما اين مقدار از شاهكارهاى انديشه تابناك و منطق استوار را ، آن هم با اين سبك و روش بىنظيرى كه در نهجالبلاغه وجود دارد ، در
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 595
مساهمون: جورج جرداق
ص٥٩٥