تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 594

مساهمون:

ص٥٩٤
است » . به‌نظر شما اين سخن كوتاه ، تا كدام مرحله از اعجاز رسيده است ؟ « هركه سبك‌بار شد ، زودتر به مقصد رسيد » . در عبارت‌هاى كوتاه و چهارگانه فوق ، مفاهيم بزرگى وجود دارد كه در الفاظى اندك ، به وضوح شرح داده شده است كه گويى قرآنى ديگر از آسمان نازل گشته است ! سپس ، اين بيان كه در توصيف خصلت « حسود » و نشان دادن ماهيت نفس و درون وى ، حقيقتى را نمايان مىسازد ، تا چه حدى از ذكاوت شديد و جامعيت موضوع و عمق ادراك را نشان مىدهد ؟ آن‌جا كه مىگويد : « هيچ ستمگرى را چون فرد حسود ، شبيه‌تر به يك فرد ستم‌ديده نديدم : آه مدام ، ناراحتى دايمى ، قلبى ناآرام ، اندوهى هميشگى . . . خشمناك بر كسى كه بىگناه است و بخيل بر چيزى كه مالك آن نيست » . در نهج‌البلاغه ، پيدايش هر فكرى از افكار ديگر ادامه مىيابد . از همين‌جاست كه شما در برابر انبوهِ افكار و انديشه‌هايى قرار مىگيريد كه پايانى ندارد . ولى اين افكار ، در عين حال روى هم انباشته نمىشوند ، بلكه در عين به‌هم‌آميختگى از همديگر ممتاز گشته و هركدام بر ديگرى مترتب مىگردد . و البته در اين زمينه ، بين نوشته‌هاى امام و آنچه او بدون مقدمه و به‌طور ارتجالى بيان مىداشت ، هيچ فرقى وجود ندارد ، زيرا چشمه ، همان چشمه است و در جريان آن ، شب و روز دخالتى ندارند . در خطبه‌هاى ارتجالى امام ، معجزات و شگفتىهايى از افكار وابسته و پيوسته به قانون عقل استوار و منطق محكم وجود دارد . و شما اگر بدانيد كه علىبن ابىطالب ، براى القاى خطابه‌اى هيچ‌وقت خود را از قبل آماده نمىساخت و حتى چند دقيقه از وقت خود را هم صرف آن نمىكرد ، از اين قدرت و استحكام خطبه‌ها يكّه خواهيد خورد . در واقع اين خطبه‌ها از قلب او مىجوشيد و از خاطر او مىگذشت و بر زبانش جارى مىگرديد ، بدون آن‌كه زحمتى به خويشتن بدهد ، يا كوششى را بر خود تحميل كند ، درست مانند برق كه هنگام درخشيدن ، پيشاپيش خبر نمىدهد و مانند صاعقه و تندر كه مىغرد ، بىآن‌كه خود را آماده ساخته باشد . و مانند تندباد ، در آن هنگام كه